گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده

جانم زتشنگی به لب آمد بیار باده

بر خیز و برکش از سرِ خم روزِ عید برقع

آن بس که داد در رمضان انتظار باده

هر صبح دم ز برق اثیر قدح دمادم

در کوره ی وجودِ من افکن چو نار باده

گر برملا نمی خورمش عین مصلحت دان

ترسم که راز سینه کند آشکار باده

قلبِ تموز باده و هنگام تیر باده

وقتِ خریف باده و فصل بهار باده

خوش وقت عارفان که علی رغمِ پارسایان

بر ملکِ کاینات کنند اختیار باده

دارد به مذهبِ حکمایِ بلند همّت

برجوهر نفیس وجود افتخار باده

با دست عمرباد که بی باده بگذرانی

بر باد صبح خوش بود ازدست یار باده

با روزگار در غم و شادی موافقت کن

از کف به هیچ حال تو خالی مدار باده

خواهی نزاریا که بر از عمر خورده باشی

جز با حریف اهل مخور زینهار باده

بی همدمی بسر نشود عمر اهل دل را

با ناخوشان محال بود خوش گوار باده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام