گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرا هاتفی داد ناگاه توبه

بگو گفت استغفرالله توبه

بگفتم ز می توبه کردم خدایا

به رغبت، نکردم به اکراه توبه

شب و روز اورادِ من توبه باشد

سحرگاه توبه، شبان گاه توبه

مرا گفت یاری پراکنده خو کن

نگیرند از سر به هر ماه توبه

اگر نشنوده توبه ی من شهنشه

کنم از جوارِ شهنشاه توبه

نی ام پای بندِ حطامِ مزوّر

هم از مال توبه ، هم از جاه توبه

کنم توبه از توبه ی سست کردن

که محکم نباشد ز برناه توبه

سیاهی برفت و سفیدی درآمد

به تقوی کنون می دهد راه توبه

نزاری ز دشمن ببر یعنی از خود

به نیکی توقّع ز بدخواه توبه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.