گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

تا از برِ من رفتی رفته‌ست قرار از من

زارم چو میانِ تو ای‌کرده کنار از من

گر تو نکنی محوم از آینۀ خاطر

کس در دو جهان دیگر گو یاد میار از من

گو عقل درین حالت تشنیع مزن باری

یا پای درین ره نه یا دست بدار از من

گر بی‌خودییی کردم آشفته چنین باشد

تو شرطِ بزرگی را خرده مشمار از من

من بلبلِ مشتاقم شوریدۀ گل‌رویی

مشنو که برآید دم بی‌نالۀ زار [از] من

من بر سر راه‌ِ تو با چشمِ دُر افشانم

تشریفِ وصال از تو ترتیبِ نثار از من

گر وعده نمی‌دادی وصل تو نزاری را

هجر تو برآوری یک‌باره دمار از من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.