چو بر مرکبِ فکر گردم سوار
نیارم گرفتن عنان استوار
سر از هر طرف میکشد بارگی
مرا میرباید به یک بارگی
چو قادر نهام بر کمان و کمند
برون میدود صیدم از قیدِ بند
مرا خود ز عالم برون میبرد
چه عالم ز خود هم برون میبرد
مشو معترض کو غلو در گرفت
که این برق در خشک و در تر گرفت
گر از آتش من خبر داشتی
چه پروای عیب و هنر داشتی
سخن باطنی دارد و ظاهری
بدو نیک را اول و آخری
تو مرد کدامی و اهل کدام
نصیب خود ادراک کن والسلام
جُعَل از گلستان ندارد نصیب
ز کنّاس گند و ز عطار طیب
اگر در سیاهیست آب حیات
ببین چشمهی خضر من در دوات
به زور و به زرگر به دست آمدی
سکندر سیاهی پرست آمدی
ازین جام اگر جرعهای یافتی
ز هر حرف صد چشمه بشکافتی
خضِر را ازین چشمه دادند آب
توهم زین سیاهی طلب کن بیاب
غلط میکنم از سیاهی مجوی
اگر چشمه خواهی پی خضر پوی
خضِر را طلب کن که آب حیات
ازو بازیابی نه از ترّهات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به وصف جایگاه تفکر و خیالات میپردازد و بیان میکند که وقتی سوار بر مرکب فکر میشود، نمیتواند کنترل آن را در دست داشته باشد. افکار او به صورت قدرتمند و بینهایت او را به جاهای مختلف میبرند و از دنیای واقعی دور میکند. شاعر همچنین به بحثهای عمیقتر میپردازد و تأکید میکند که هر سخن و گفتاری باطن و ظاهر خاص خود را دارد. او از خوانندگان میخواهد که به جوهر و حقیقت زندگی خود پی ببرند و از ظواهر و superficialities بپرهیزند. در نهایت، او به جستجوی معنی زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که آب حیات واقعی را باید از منابع اصلی جستجو کرد و نه از اوهام و خیال.
هوش مصنوعی: وقتی سوار بر فکر میشوم، نمیتوانم کنترل آن را به راحتی به دست بگیرم.
هوش مصنوعی: هر کسی از سمت خود به من توجهی میکند و به طور ناگهانی مرا مجذوب میسازد.
هوش مصنوعی: زمانی که نمیتوانم با تیر و کمند از شکارم محافظت کنم، آن شکار به سادگی از بند من میگریزد و فرار میکند.
هوش مصنوعی: من را به دنیای دیگری میبرد که خود آن دنیا نیز انسان را از خود دور میکند.
هوش مصنوعی: نگران نباش که چه بلایی بر سر دنیا آمده، زیرا این حادثه به همه جا سرایت کرده است و هر دو شرایط را تحت تاثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: اگر از آتش درون من آگاه بودی، دیگر برای عیب و هنر خود نگران نمیشدی.
هوش مصنوعی: این سخن به دو معناست؛ یک معنا که در ظاهرش پیدا است و معنای دیگری که در باطنش نهفته است. در واقع، همواره در هر سخن یا نوشتهای، باید به عمق آن توجه کرد تا تمامی ابعاد آن را درک کنیم.
هوش مصنوعی: شناسایی کن که تو از چه نوع آدمی هستی و چه سهمی از نعمتها و خوبیها نصیبت شده است. با این فهم، آرامش یاب.
هوش مصنوعی: از گلستان، جُعَل بهرهای نمیبرد؛ نه از برکت زنبور که عطر گل را میآورد، و نه از عطاری که خوشبو است و مواد خوب میفروشد.
هوش مصنوعی: اگر در ظلمت و سختیها، منبع زندگی وجود داشته باشد، نگاه کن به چشمهی خضر من که در جوهر قلم قرار دارد.
هوش مصنوعی: با زور و ثروت به دست آوردی، ولی در عمق وجودت، تیرگی و ناپاکی وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر از این جام اندکی نوشیدی، از هر کلمهاش صدها چشمه دانش و حکمت به دست خواهی آورد.
هوش مصنوعی: به خضر از این چشمه آب دادند، تو هم از این تاریکی چیزی طلب کن و بخواه.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال چشمهای هستی که خضر در آن حضور دارد، نباید از تاریکی و سیاهی بترسی و در آن غلت بخوری.
هوش مصنوعی: خضر را بخواه تا آب حیات را از او به دست آوری، نه از حرفهای بیاساس و پوچ.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.