گنجور

بخش ۳۷ - حکایت

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

برون آمدیم از نشابور مست

سراسیمه و رفته دل‌ها ز دست

مرا یار کی بود بس مهربان

خدایش به رحمت کناد این زمان

بطی داشت اندر بغل پُر شراب

دلی پر نشاط و سری پر شتاب

فرو تاخت تا کاسه گیرد مگر

خطا کرد اسبش درآمد به سر

بیفتاد از اسب و برخاست چست

سلامت شراب آبگینه درست

یکی گفت اگر مرد رستم بدی

و گر شیشه پر آب زمزم بدی

شدی زیر این سرکش تند و تیز

هم آن خرد خرد و هم این ریزه ریز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.