گنجور

بخش ۳۱ - حفظ اعتدال

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

کسی را که می دم به دم می خورد

نماند ازاو هیچ تا بنگرد

گرادمان کنی باده بریک قرار

همه ساله ایمن شوی از خُمار

به شرطی که در نگذری ز اعتدال

وگرنه نیارد مزاج احتمال

مکن گرچه غالب تو باشی مری

برون شو اگر عاقلی از عِری

گرو هم نبندی که مرد خرد

نبندد گرو نیز اگر می‌برد

چو مجلس گران گردد و کلّه پُر

مقام ستیز و مری نیست مُر

چه ناچاره می‌بایدت کرد ایست

اگر بر رگی می‌زنی عیب نیست

غنیمت شمر گر چو حیلت گران

ز خود بگذرانی شرابی گران

اگر بر توان بست چالاکی است

که نا التفاتی ز ناباکی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام