گنجور

بخش ۲۷ - آیین اهل عراق

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

شنیدم که فرمان دهان عراق

به هر گه که افتاد صبوح اتّفاق

به رسم سخاوت به قدر یار

کنند از کم و بیش چیزی نثار

ولی دیر دیر افتد این اتّفاق

چنین است آئین اهل عراق

بزرگانه می خورد رسمی نکوست

به جایی که معهود و آئین و خوست

به شرطی که در هوشیاری بود

نه در عینِ بی اختیاری بود

ز بس شوق چون میزبانی کنند

جوانان ما جان فشانی کنند

از آن می که مستانِ ما می خورند

مقیمان بالا به رشک اندرند

نه آن می که هشیاریش در پی است

از آن می که مستی او بی می است

که نه می همه مفسدان می خورند

خورند اهلِ معنی و جان پرورند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام