گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

شراب آن گهی دست شرّست و شور

که باشد سر فتنه را دست زور

به بزمی که شد فتنه‌انگیز مست

سر خویش گیر ارنه‌ای پای بست

حرام است آری نه گویم که نیست

نه یک بار گویم که باری دویست

حرام و حرج با حرامی بود

حلالش بگویم کدامی بود

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.