اگر حاجتی داری از پادشاه
ازوجز به لطف و مدارا مخواه
نگه دار فرصت، در ان وقت گوی
که باشد ملک خوشدل و تازه روی
به هر حال تخفیف ابرام کن
به رِفق اتش تند را رام کن
گرانی مکن، ترک الحاح گیر
جواب انچ گوید سَبُک در پذیر
مَبَر تا توانی به صدر ازدحام
خصوصا در ایام ماه صِیام
معده پر تفت و تاب تنوری بُوَد *
که نتوان برو ریخت یک قطره آب
زمین چون اثیر از دم و دود و نور
تو هم آتشی زن دگر در تنور
چو حاجت بر آری به درگاه شاه
مکن استعانت جز از نیکخواه
شفیعی به دست آر و حاجت بگوی
ز کنکاش دانا تجاوز مجوی
گرت منع فرماید ار التماس
ز رای خود اندر گذر بی مکاس
وگر آیدش عرضه کردن پسند
رسی در مراد و شوی بهره مند
نباشد معاون جز از رای راست
بَد و نیک در مشورت رای راست
و گر جز به دانا بری مشورت
نگیرد خردمند دانشوَرَت
چو دارو نه در خورد علت خوری
ز مالک عجب دارم ار جان بری
کجا منفعت یابد از رنج بُرد
هر آنکو ز مالک مسیحی شمرد
خردمند را گر به چیزی که خواست
نگردد چنان کش بود طبع راست
نیاید برو سخت و بر بی خرد
ز مویش اگر فوت شد بگذرد
که ناقص نداند مگر رای خویش
به یک چشم بیند ز مبدای خویش
چو کردی بر آن خشم او چشم پوش
برآید ز نومیدی اندر خروش
دلیل است بینا و دانا خرد
ز هر سو که خواهی تراره بَرَد
ز یک روی مقصود اگر در نیافت
به یک روی دیگر عنان بازتافت
چنان شاد و خرسند و خوش دل بوَد
که مقصودش از وقت حاصل بوَد
کند نامرادی به عشق اختیار
ز بهر مراد خداوندگار
مراد ار کند بر خِرد پایمال
از آن به که رد گشت دست سؤال
به بوک و مگر هیچ ازو در مخواه
ازین روی حاجت مبر پیش شاه
که گر آورد خلعتی با میان
نگو ورنه چیزی نباشد زیان
بوَد پادشا را سبک داشتن
دماغ از تهوُّر بینباشتن
چو خو کرده باشی به رد سؤال
حریصی کند بعد زا آن لامحال
نه شرمت بوَد مانه و نه حیا
به خدمت درآیی به روی و ریا
روا نیست از پادشا چند جای
که در بحر حاجت زنی دست و پای
یکی در مقامی که باشد به خشم
اگر فوت جسمی و گر نور چشم
وگر خدمتی کرده باشی تمام
به مزدش گمان اوفتد یا به وام
وگر حاجتی کرده باشی روا
نگیری دگر حاجتی در هوا
درین هر سه موضع که عین خطاست
ز حاجت که محروم مانی رواست
چو محتاج گردی به چیزی ز شاه
به هنگام فرصت نکو کن نگاه
که باشد به طبع و نباشد ملول
که گر تُند باشد نباشد حَمول
چو دارد به رغبت نظر سوی تو
تبسم کند تازه در روی تو
بگو تا بیایی ز امید بَهر
چو بیوقت گویی در افتی به قهر
و گر ندهدت گاه گاهی جواب
فرورفته باشد به فکری صواب
جو نومید گردی ز امید خویش
مگیر از تحیر رهِ جست پیش
نه هر لحظه کاری گشاید ز شاه
به رغبت جواب خوش آید ز شاه
بسی باشد اندیشههای نهان
که او داند و بس ز خلق جهان
چو خاموش باشد سر افکنده پیش
در آن لحظه مشغول باشد به خویش
در اندیشه جایی بوَد آن زمان
که آنجا ندانی یقین از گُمان
بباید چو هنگام کردی درست
به ترتیب بیرون شد کار جست
به رفق و تلطُّف اعادت نمای
به مفتاح تکرار در برگشای
زمان تا به شست افکند حلق حوت
صبوری بیاموز از عنکبوت
به کنجی بوَد منتظر مستدام
که تا کَی ذُبابی درافتد به دام
تو هم صبر کن حاضر وقت باش
چو هنگام کِشتن نباشد مپاش
مبر از پی حاجت هر کسی
ز انواع زحمت به حضرت بسی
اگر چه صلاح است و خیر و صواب
حذر کن ز افراط در کلّ باب
گرانی و خواری فزاید سؤال
ازین هر دو پرهیز در کلّ حال
یقین دان که گر بر زبان نایدش
به دل در کراهیت افزایدش
تجاوز مکن در حدود ای پسر
چنان تاز کاندر نَاُفتی به سر
چو درخواستی کاری از پادشاه
زیادت ز مقدار طاعت مخواه
که آن کس به حِرمان سزاوار گشت
کز اندازۀ حدِّ خود درگذشت
وگر خود نخواهی پسندیدهتر
قناعت ز هر چیز بگزیدهتر
تقاضا کند بر دل پادشاه
قضا حقِّ خدمتگر نیکخواه
بُوَد هم کز آنچت امید است و خواست
به اَضعاف در خاطر پادشاست
وگر مستحقی و ندهد کفاف
مزن بر سر کوی و هنگامه لاف
نه بر تست، آن عیب بروی بوَد
وگر خود همه حاتم طی بوَد
وگر نیز لازم شود خواستن
ضرورت بدین کار برخاستن
کفاف معیشت زیادت مجوی
به حرص از پی کسب پیشی مجوی
چنین گفت با خواجه روزی غلام
که بر خود مکن حقِّ خدمت حرام
کند خدمت آنگه کفایت دهی
که نانش به قدر کفایت دهی
چو داری طمع سود و بینی زیان
بوَد لقمۀ استخوان در میان
به خواری ز عزّت بریدن امید
سمومی بود حاصل از ظلّ بید
چو برداشتی حاجتی پیش شاه
ز مقصود خود یا ز یارانِ راه
تغیّر مکن گر نیابی جواب
به نوعی که رای تو بیند صواب
کراهیت تو دل پادشاه
ببیند، کراهیت او مخواه
چو در وی اثر کرد اکراه تو
روَد شاه بر ضد دلخواه تو
وزان پس به کارت در آید خَلَل
شود منفعت با مضرّت بَدَل
دل خویشتن شاد و خرسند کن
اعادت به رای خردمند کن
اگر بود و گر نه بگو لامحال
که دشوار و ناممکن آمد سؤال
نبودم مگر مستحقّ قبول
وگر شاه بود از شواغل ملول
کسانی که در خلوتش رَه برند
حدیثت به گوش شهنشه بَرَند
کَرَم آستینت گرفته به دست
سپارد به دست مرادی که هست
خردمند هرگز زیان ای حکیم
نکردست بر پادشاه کریم
گرت شاه خواند و گر خود رَوِی
مکن ابتدا تا سخن نشنوی
چو حاضر شدی پیش دستی مکن
بِهِل تا نخست او بگوید سخن
چو آغاز فرموده باشد بکوش
که تا جان و تن کرده باشی دو گوش
مشو در میان تا به قطع کلام
همه فهم کن هر چه گوید تمام
وزان پس جوابی به اندیشه گوی
مگردان ز سوی دگر چشم و روی
سخن جز به حاجت مگو در جواب
میامیز درهم خطا و صواب
به وجهِ غَرَض وقت عرض سخن
ز کس پیش خسرو سعایت مکن
به تهمت شود بر تو همواره شاه
کند رَد حدیث تو یکباره شاه
تو چون جانب خویش بینی و بس
نبینی دگر هیچ جانب ز کس
تو در فکر آن کز چه روی و چه راه
به رنگی امیدت برآید ز شاه
وزان سو دگر شاه در جُست و جوی
که چون بر تو بندد در گفت و گوی
چو در معرض تهمت افتاد مرد
هَبا گشت هر کار و خدمت که کرد
اگر صد سخن گفت از آن پس صواب
یکی را به واجب نیاید جواب
نخوانند جز خائن و حاسِدش
همه نقد عزّت شود کاسِدش
اگر چند باشی خردمندوار
مکن عرضه بسیار بر شهریار
ز بسیار منمای جز اندکی
وگر راست می خواهی از صد یکی
به فضل و به دانش مکن چیرگی
که حاسد کند حمل بر خیرگی
چو دعوی بسی کرده باشی نخست
به دعوی درون باید آمد درست
بوَد کز تو آید خطایی پدید
کز آنت بباید خجالت کشید
هنر کارفرمای و دعوی مکن
که اندک عمل بهتر از پُر سخن
مشو درهم ای یار اگر بد کنش
گشاید زبان بر تو در سرزنش
چو خواهی که طیره شوی پیش شاه
به قصدت نکوهش کند عیب خواه
گر آن عیب در تست کاو باز گفت
در آن دم کن آن آشکارا نهفت
در آن کوش تا برنیایی بهم
به تندی محقَّق شود متّهم
جوابش به آهستگی باز ده
که آهستگی در چنین جای به
وگر نبود آن عیب در نَفْس تو
به تهمت در افتند از نفس تو
چو زان عیبناکی که بد گوی گفت
چرا بایدت کینه در دل گرفت
ز باطل مشو طیره در گفت و گوی
به جز راه حق تا توانی مجوی
بلی نصرت از جانب حق بوَد
جواب محقّق مصدّق بوَد
به حق گر جوابش دهی حقّ اوست
درین موضع ار هزل گویی نکوست
اگر چند باشد سخن ناگزیر
مگو بر سر خوان قلیل و کثیر
که البتّه هنگام گفتار نیست
در آن حال جز خامُشی کار نیست
حلاوت مکن تلخ بر پادشاه
مزن اشتها را به بیهوده راه
اگر شه کند ابتدای سخن
توهم استماعش به تعظیم کن
به پیوند بر گفتِ او گفتِ خویش
چو خاموش گردد سرانداز پیش
«نزاری» درین نکته ای نیز هست
خردمند را گر چه تمییز هست
مهمات را گر چه هم فرصتی است
مقامات و اوقات را رخصتی است
ولیکن مرا چون مهمی فتاد
که رویش به خیرست و انصاف و داد
ندارم به نزد خداوندگار
نه موقوف وقت و نه هنگام بار
بکوشم که کاری برآید مگر
ندانم از آن فرصتی خوب تر
نگه دارم اول حقوق نعیم
که دارم به گردن ز شاه کریم
ثوابی کتم حاصل از عدل و داد
دل رافع قصه خشنود و شاد
روا نیست من در شراب و کباب
بوَد مستحق بر در اندر عذاب
حرام است بر من شراب و طعام
به گردن گرفته ز مظلوم وام
بکوشم دلی تا به دست آورم
وزین بحر صیدی به شست آورم
دلی صید کردن به عزّ قبول
بوَد محضِ طاعت به قول رسول
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره چگونگی درخواست نیازمندیها از پادشاه و نحوه رفتار درست در چنین مواقعی است. نویسنده به شخص میآموزد که چگونه باید با احترام و احتیاط از پادشاه درخواست کند و در عین حال از افراط و زیادهخواهی پرهیز کند.
او تأکید میکند که در زمانهای مناسب و با دقت باید درخواست را مطرح کرد، به ویژه در مواقعی که پادشاه خوشحال و آماده به گفتگو است. همچنین به اهمیت مشورت با افراد دانا و پرهیز از خوشیهای نامناسب و خود برتری در برابر دیگران اشاره میشود.
در انتها، نویسنده بر ضرورت رعایت ادب و احترام نسبت به پادشاه تأکید میکند و از درخواستهای غیر متعارف و زیادهخواهی به شدت پرهیز میکند.
به طور کلی، متن به خواننده میآموزد که چگونه با تدبیر و عقلانیت میتوان در رابطه با قدرت و مقام بالاتر رفتار کرد و به اهداف خود رسید.
هوش مصنوعی: اگر چیزی از پادشاه میخواهی، تنها با ملایمت و محبت درخواست کن و نه با زور و اجبار.
هوش مصنوعی: فرصت را غنیمت بشمار و در آن زمان بگو که آیا این ملک خوشحال و جوانچهره است یا نه.
هوش مصنوعی: به هر شکل ممکن، تلاش کن که در برابر مشکلات تحمل داشته باشی و به سختیها با آرامش و توسعۀ صبر واکنش نشان بدهی.
هوش مصنوعی: گران نباش، التماس را کنار بگذار. او همان جواب را میدهد که نشان میدهد از این موضوع اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی از جایگاه و مقام خود فاصله نگیر و در زمانهای خاص، به ویژه در ماه رمضان، احتیاط کن.
هوش مصنوعی: معده پر از غذا به طور غیرقابل کنترلی میجوشد و به حالت داغ و جوشان درمیآید، به حدی که حتی نمیتوان یک قطره آب هم به آن اضافه کرد.
هوش مصنوعی: زمین به خاطر وجود تو و تأثیراتی که داری، مانند آتش و دود و نور در حال تغییر است. اکنون این بار درون تنور آتش دیگری ایجاد کن.
هوش مصنوعی: اگر به درگاه پادشاه نیاز و خواستهای داری، تنها از نیکوکاران و خوبان کمک بخواه.
هوش مصنوعی: از کسی که میتواند به تو کمک کند، درخواست کن و از کنکاش و جستجو در علم دانا پرهیز کن.
هوش مصنوعی: اگر تو را منع کند از چیزی، حتی اگر با خواهش و التماس باشد، نباید از نظر خود کوتاه بیایی و به آسانی از آن بگذری.
هوش مصنوعی: اگر آن شخص را به چیزی که مورد پسندش است ارائه دهی، به هدف خود میرسد و بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: هیچ همکاری وجود ندارد مگر بر اساس نظری که درست باشد؛ چه خوب و چه بد، در مشورت فقط نظری درست معتبر است.
هوش مصنوعی: اگر جز با فردی دانا مشورت کنی، خردمند به تو مشاوره نخواهد داد.
هوش مصنوعی: وقتی دارو برای درمان بیماری استفاده نمیشود، تعجب میکنم که چرا مالک از این موضوع غافل است، حتی اگر جانم در خطر باشد.
هوش مصنوعی: هر کس که خود را به دست مالک مسیحی سپارد و زیر بار انزحمتهای او برود، از رنج و زحمتش هیچ نفعی نمیبرد.
هوش مصنوعی: اگر خردمند به چیزی که خواسته است نرسد، دلیلی ندارد که خود را به زحمت بیندازد، چرا که طبیعت او درست و شایسته است.
هوش مصنوعی: اگر شخصی به سختی و بیخبری خود پی ببرد، فرقی نمیکند اگر از او چیزی از دست برود؛ در نهایت، زمان همه چیز را فراموش میکند و میگذرد.
هوش مصنوعی: کسی که خود را کامل میداند، تنها نظر خود را میبیند و از آغاز وجود خود هیچ چیز دیگری را در نظر نمیگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که بر خشم او چشم بپوشی و از یأس و ناامیدی بیرون بیایی، نتیجهاش ظهور و بروز شادی و نشاط خواهد بود.
هوش مصنوعی: در دنیا، بینایی و دانایی (خرد) نشاندهنده دلیل و منطق است. هر جا که بخواهی، میتوانی از آن بهرهبرداری کنی و به نتیجه برسی.
هوش مصنوعی: اگر نتوانستی از یک سمت به هدف برسی، از سمت دیگری امتحان کن و دوباره تلاش کن.
هوش مصنوعی: او آنقدر شاد و خوشحال است که به نظر میرسد تمام اهدافش به دست آمده و به انتظاراتش رسیده است.
هوش مصنوعی: عشق نابجایی را به خاطر رسیدن به خواستهای از خداوند، برمیگزیند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال رسیدن به نتیجه و فهم چیزی باشد، بهتر است که در این راه قدمی بردارد تا اینکه در مسیر سوال و تردید باقی بماند و به هیچ نتیجهای نرسد.
هوش مصنوعی: از کسی چیزی نخواه و از او درخواست نکن، زیرا بیدلیل به درگاه پادشاه نرو.
هوش مصنوعی: اگر کسی هدیهای آورد، با دل خوش بپذیر، وگرنه از دست نرفتن آن، ضرری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: پادشاه باید با عقل و احتیاط رفتار کند و از غرور و خودخواهی دوری کند.
هوش مصنوعی: وقتی به رد کردن سوال عادت کرده باشی، این کار باعث میشود که بعد از آن نتوانی به راحتی از پاسخ دادن به آنها پرهیز کنی.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که نه شرم و خجالت مانع از حضور تو میشود و نه حیا، پس به خدمتگزاری بیریا و بیتظاهر بپرداز.
هوش مصنوعی: نمیتوان پذیرفت که از یک پادشاه در جاهای مختلف برای رفع نیازهایت، دست و پا بزنید.
هوش مصنوعی: اگر کسی در موقعیتی باشد و به خشم بیفتد، حتی اگر جسمی را از دست بدهد یا نور چشمش را از دست بدهد، باز هم در آن مقام و جایگاه باقی میماند.
هوش مصنوعی: اگر به کسی کمکی کرده باشی، بهتر است انتظار پاداش نداشته باشی یا اینکه پیش خودت نگو چه چیزی باید بگیری.
هوش مصنوعی: اگر حاجتی از خدا خواسته باشی و برآورده نشود، دیگر نباید از چیز دیگری درخواست کنی.
هوش مصنوعی: در هر سه موقعیتی که اشتباه است، اگر از خواستهات محروم بمانی، این امر قابل قبول است.
هوش مصنوعی: زمانی که به چیزی نیاز داری، در فرصت مناسب به پادشاه نگاه نیکو کن.
هوش مصنوعی: کسی که از درون شاداب است و احساس خستگی نمیکند، حتی اگر در زندگی با مشکلات و سختیها مواجه شود، از پس آن برمیآید و تحمل میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که با اشتیاق به تو نگاه میکند، بر روی چهرهات لبخندی تازه و زیبا میزند.
هوش مصنوعی: بگو تا بیایی، با امید به خاطر اینکه اگر بیوقت بیایی، ممکن است به خشم دچار شوی.
هوش مصنوعی: اگر گاه به گاه جوابی ندهی، ممکن است به دلیل آن باشد که در فکر خوبی غرق شدهای.
هوش مصنوعی: اگر از امید خود ناامید شدهای، از ابهام و سردرگمی که در پی آن هستی، دست برندار و راه جستجو را ادامه بده.
هوش مصنوعی: نه هر زمانی از طرف شاه کاری انجام میشود که دلخواه باشد و جواب خوشی از او دریافت شود.
هوش مصنوعی: فکرها و اندیشههای پنهانی زیادی وجود دارد که فقط او از آنها باخبر است و دیگران از آنها بیخبرند.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی در آرامش و سکوت به سر میبرد و سرش را پایین انداخته، در آن لحظه ممکن است به فکر و خیال خودش مشغول باشد.
هوش مصنوعی: در افکار انسان، زمانی وجود دارد که در آنجا نمیتوانی با اطمینان، حقایق را از گمانها تشخیص دهی.
هوش مصنوعی: زمانی که کارها را به درستی و منظم انجام دهی، نتایج به خوبی حاصل خواهد شد.
هوش مصنوعی: با مهربانی و نرمی برگرد و در راه دوباره با کلید تکرار، درهای جدیدی را به روی خود باز کن.
هوش مصنوعی: زمانی که روزگار به سختی میگذرد، صبوری و استقامت را از عنکبوت بیاموز. او با صبر و حوصله کار خود را انجام میدهد و شباهت به کندن و بافتن دارد.
هوش مصنوعی: در گوشهای همیشه منتظر میماند تا ببیند چه زمانی مگسی در دام بیفتد.
هوش مصنوعی: صبر کن و در زمان مناسب عمل کن، چون وقتی که زمان کار نیست، نباید بیهوده تلاش کرد.
هوش مصنوعی: در پی خواستههات، هیچ کس را بیجهت به دردسر نینداز.
هوش مصنوعی: اگرچه در کارها به مصلحت و نیکی هست، اما باید از افراط و زیادهروی در همه امور اجتناب کرد.
هوش مصنوعی: در شرایطی که سختیها و بیاحترامیها بیشتر میشود، بهتر است از پرسش درباره این دو حال خودداری کرد.
هوش مصنوعی: شک نداشته باش که اگر چیزی به زبان نیاید، نفرت و تنفر در دل بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: به فرزندم هشدار میدهم که در مرزها و محدودیتها تجاوز نکند، زیرا این کار ممکن است عواقب ناگواری به همراه داشته باشد و به دردسر بیفتد.
هوش مصنوعی: هرگاه از پادشاه خواستی داری، از او چیزی فراتر از حد اطاعت نخواه.
هوش مصنوعی: آن کسی که از حد و اندازه خود فراتر رفت، سزاوار رنج و عذاب است.
هوش مصنوعی: اگر خودت نخواهی، قناعت از هر چیز دیگر پسندیدهتر است.
هوش مصنوعی: کسی که خدمتگزار خوب و نیکوست، به دل پادشاهی درخواست میفرستد تا به او توجه کند و حق او را بپذیرد.
هوش مصنوعی: هر آنچه که به آن امید و آرزو داری، به صورت چند برابر و فراتر از آن در ذهن پادشاه وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی سزاوار چیزی باشد و آن را به او ندهند، نباید در کوچه و خیابان به خود brag کند و سر و صدا راه بیندازد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عیب و نقصی که در کسی وجود دارد ممکن است ناشی از ویژگیهای خود او باشد و نه به خاطر دیگری. حتی اگر فردی به اندازه حاتم طایی (شخصیتی معروف به بخرد و سخاوت) عمل کند، باز هم همان عیب در او وجود خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر نیاز باشد، باید برای رسیدن به هدف، اقدام و تلاش کرد.
هوش مصنوعی: برای تأمین زندگی خود، به دنبال زیادتی نباش و از حرص و طمع برای به دست آوردن بیشتر خودداری کن.
هوش مصنوعی: غلام روزی به آقایش گفت که بر خودت در برابر خدمت به من حق و حقوقی قائل نباش.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی به تو خدمت کند و در این امر موفق باشد، باید ابتدا نیازهای او را بهخوبی برآوردهسازی و به او به اندازه کافی اهمیت بدهی.
هوش مصنوعی: اگر به سودی فکر کنی و در عین حال زیانی را ببینی، مانند این است که لقمهای ارزشمند در دندان داری، اما نمیتوانی از آن بهره ببری.
هوش مصنوعی: امید به موفقیت و سربلندی، مثل سموم مضر است که از سایه درخت بید به وجود آمده است. در واقع، وقتی انسان از عزت و احترام خود فاصله میگیرد، به نوعی خود را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی که برای رسیدن به خواستهات، درخواست یا درخواستی را نزد پادشاه مطرح میکنی، این کار میتواند هم به هدف خودت و هم به دوستانت در مسیر کمک کند.
هوش مصنوعی: اگر به خواستهات پاسخ نمیدهند، خودت را تغییر نده و بر نظر خود پافشاری کن.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه از تو بیزار باشد، مصلحت نیست که تو هم از او بیزاری بجویی.
هوش مصنوعی: وقتی اراده شما تأثیر بگذارد، شاه به نفع خواستههای قلبی شما عمل خواهد کرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، وقتی به کار تو آسیب برسد، منفعت به ضرر تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل خود را شاد و خوشحال کن و برای این کار به نظر و تدبیر افراد خردمند و عاقل توجه کن.
هوش مصنوعی: اگر باشد یا نباشد، بگو که به هر حال، سوالی که مطرح شده، دشوار و غیرممکن به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: من سزاوار توجه نبودهام و اگر هم پادشاهی وجود داشت، از مشغولیاتش خسته میشد.
هوش مصنوعی: کسانی که در تنهاییاش به تو فکر میکنند، داستان تو را به گوش پادشاه میرسانند.
هوش مصنوعی: محبت و لطف تو باعث شده است که دیگران به تو اعتماد کنند و با اطمینان خود را به دست کسی بسپارند که برایشان قابل اعتماد است.
هوش مصنوعی: عاقل و دانا هیچگاه به پادشاه بخشنده آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: اگر تو را پادشاه صدا کرد یا خودت به پیش او بروی، پیش از شنیدن سخن او، دست به عمل نزن.
هوش مصنوعی: وقتی که در جمعی حاضر میشوی، شایسته است که ابتدا اجازه بدهی دیگران صحبت کنند و خودت زودتر وارد گفتگو نشوی.
هوش مصنوعی: وقتی که کاری را شروع کردی، تلاش کن که تا آنجا که ممکن است با تمام وجود و با دقت به آن بپردازی.
هوش مصنوعی: در میان نرو تا گفت و گو به پایان برسد و هر چه میگوید را به طور کامل درک کن.
هوش مصنوعی: پس از آن، در پاسخ به افکار خود، نگاه و توجهت را از طرف دیگر منحرف نکن.
هوش مصنوعی: چیزی را که نیاز نیست، نگو و در پاسخهایت اشتباهات و صحیحها را با هم نیاور.
هوش مصنوعی: در زمانی که میخواهی چیزی را بگویی، از دیگران بدگویی نکن و به خاطر منافع خود، به هیچ کس آسیب نرسان.
هوش مصنوعی: اگر به تو تهمتی زده شود، این تهمت همواره بر تو تاثیر خواهد گذاشت و هرچه را درباره تو گفته شده، به یک باره نادیده گرفته میشود.
هوش مصنوعی: تو تنها به خودت توجه داری و هیچ چیزی را از دیگران نمیبینی.
هوش مصنوعی: تو در خیال آن هستی که چگونه و به چه صورتی، امیدت به رسیدن چیزی از سوی شاه برآورده میشود.
هوش مصنوعی: از آن طرف، پادشاه در جستجوی دیگری است تا ببیند چگونه میتواند با تو در گفتگو رابطه برقرار کند.
هوش مصنوعی: وقتی که مردی به تهمتی دچار میشود، همه کارها و خدماتی که انجام داده بیارزش میشوند.
هوش مصنوعی: اگر کسی صد حرف بزند، از آن میان تنها یکی درست و قابل تأمل خواهد بود که لازم است به آن پاسخ داده شود.
هوش مصنوعی: تنها کسانی که خائن و حسود هستند، به دیگران بد خواهند گفت. در غیر این صورت، هر کسی که به او احترام گذاشته شود، مورد توجه و ارادت قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که تو دانا باشی، اما نباید خود را بیش از حد در برابر پادشاه نشان دهی.
هوش مصنوعی: از آنچه که هستی، جز مقدار کمی نشان نده و اگر حقیقت را میخواهی، از میان صد چیز، فقط یکی را انتخاب کن.
هوش مصنوعی: به خاطر علم و فضلیت، خود را برتر نپندار و مغرور نشو، زیرا ممکن است حسودان از این حسنات تو سوءاستفاده کنند و به تو آسیب برسانند.
هوش مصنوعی: وقتی که بسیار ادعا کردهای، ابتدا باید به درون خودت نگاهی بیندازی و عیبها و نواقص خود را بشناسی و اصلاح کنی.
هوش مصنوعی: ممکن است از تو اشتباهی سر بزند که باعث شرمندگی من شود.
هوش مصنوعی: اگر در کار خود هنری داری، از ادعا کردن بپرهیز. چرا که عمل کم ولی مؤثر، از سخنان طولانی و بیپایه بهتر است.
هوش مصنوعی: دوست من، اگر بدی کنی، زبان دیگران به انتقاد از تو باز خواهد شد. پس خود را در هم نزن و به آرامش بمان.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در حضور پادشاه مورد پذیرش قرار گیری، مراقب باش که از عیبهایت انتقاد نکند.
هوش مصنوعی: اگر آن عیبی که در توست او دوباره بیان کند، در آن لحظه آن عیب را بهطور واضح نشان بده.
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده است که تلاش کن تا دچار تهمت نشوی، زیرا در صورت تند و بیملاحظه رفتن، ممکن است به راحتی متهم شوی.
هوش مصنوعی: به آرامی و با ملایمت پاسخ بده، زیرا در این موقعیت، نرمی و آرامی اهمیت زیادی دارد.
هوش مصنوعی: اگر عیبهایی که در وجود تو هست وجود نداشت، دیگران نمیتوانستند به تو تهمت بزنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو عیب و نادرستی گفت، چرا باید در دل خود از او کینه و کدورت داشته باشی؟
هوش مصنوعی: از باطل دوری کن و در سخن گفتن جز به راه حق نرو، تا جایی که میتوانی از آن پرهیز کن.
هوش مصنوعی: بله، یاری از سوی خداوند است و این پاسخ به حقیقت و واقعیتها را تأیید میکند.
هوش مصنوعی: اگر به حق به او پاسخ دهی، این حق اوست؛ حتی اگر در این موقعیت شوخی کنی، این هم خوب است.
هوش مصنوعی: اگر سخنی لازم باشد، فارغ از تعداد افراد حاضر، آن را بگو بر سر میز.
هوش مصنوعی: در زمان صحبت کردن، گاهی فقط سکوت مناسب است و هیچ کاری جز خاموشی نمیتوان انجام داد.
هوش مصنوعی: شیرینی را تلخ نکن و خواستههای بیهوده را به پادشاه نرسان.
هوش مصنوعی: اگر شاه آغاز سخن کند، تو نیز با احترام به او گوش فرا بده.
هوش مصنوعی: وقتی به پیوند و ارتباط کلام او توجه کنی، درواقع گفتگوی درون خود را نیز درک کردهای؛ همچنان که وقتی سکوت کند، احوالات و نشانههای پیشین به وضوح مشخص خواهد شد.
هوش مصنوعی: در این موضوع نکتهای وجود دارد که حتی شخص خردمند نیز با وجود داشتن قدرت تشخیص، ممکن است به آن توجه نکند.
هوش مصنوعی: اگر چه در زندگی فرصتهایی برای انجام کارهای مهم وجود دارد، اما هر مقام و زمانی نیز اجازه و موقعیتی برای فعالیتهای خود ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: اما برای من اتفاقی افتاد که به خوبی و با انصاف و عدالت همراه است.
هوش مصنوعی: من نزد خداوند هیچ چیزی ندارم، نه زمانی مشخص و نه فرصتی برای درخواست.
هوش مصنوعی: تلاش میکنم که کاری انجام دهم، اما نمیدانم آیا از آن فرصت بهتر هم وجود دارد یا نه.
هوش مصنوعی: من باید اول نعمتها و حقوقی را که دارم، حفظ کنم، زیرا اینها را از یک پادشاه بزرگوار دریافت کردهام.
هوش مصنوعی: پاداشی که از انصاف و عدالت به دست میآید، دل را از داستانهای ناخوشایند و ناراحتکننده آزاد و خوشحال میکند.
هوش مصنوعی: درست نیست که من در حال لذت بردن از شراب و کباب باشم و حق این را داشته باشم که در برابر دروازه عذاب قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: بر من نوشیدنی و خوراک حرام است چون به خاطر مظلومی دینی به گردن دارم.
هوش مصنوعی: میکوشم تا قلبی را به دست بیاورم و از این دریا صید خوبی به دست آورم.
هوش مصنوعی: اگر کسی دل را با اراده و محبت خدا به دست آورد، این عمل خالصانه او بر اساس اطاعت از فرمان پیامبر خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.