یکی مرد نحوی به کشتی نشست
درِ راحت و امن بر خود ببست
ز کشتی یکی مدرسه ساخته
دماغ از خرد پاک پرداخته
چو لنگر گرانجان چو کشتی سبک
به کوشش ضعیف و به دانش تنک
ز ملاح روزی سر آسیمه مرد
سوالی عَجَب از سر عُجب کرد
که در علم نحو از اصول و فروع
کم و بیش هرگز نمودی شروع
بدو گفت در عین خوف و رجا
که نحو از کجا، ناخدا از کجا
به ملاح گفت و بر افشاند دست
که یک نِصفت از عمر ضایع شُدَست
قضا را به کشتی در امد خَلَل
نیارست ملّاح کردن عمل
به نحوی چنین گفت ملاح گُرد
در ان دم که بایست ناچار مرد
که هان، خواجه در صنعت اشنا
کدام است؟ بیگانه، یا آشنا
به دَرد دلش داد نحوی جواب
که من آشنایی ندانم در آب
بدو گفت رَو کار شد بر تو سهل
که کردی همه عمر ضایع به جهل
فرورفت بیچاره و ناخدا
بزد دست و پایی و زو شد جدا
بیاموز در آب رفتن نخست
پس آنگه به کشتی نشین جَلد و چُست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر یک مرد نحوی به کشتی سوار میشود و در آرامش و امنیت در آن مینشیند. ناگهان کشتی به مشکل برمیخورد و ناخدا از او میپرسد که آیا در علم نحو یاد گرفته است. نحوی پاسخ میدهد که او از اصول و فروع نحو هیچ نمیداند و ناخدا به او میگوید که عمرش را بیدلیل ضایع کرده است. در نهایت، ناخدا به او توصیه میکند که ابتدا یاد بگیرد چگونه در آب شنا کند و سپس به کشتی سوار شود. این داستان به ما نشان میدهد که ابتدا باید مهارتهای پایه را یاد بگیریم تا در کارهای بعدی موفق باشیم.
هوش مصنوعی: مردی که زبانشناس بود سوار بر کشتی شد و در را بر روی خود بست تا در آرامش و امنیت باشد.
هوش مصنوعی: از چوب کشتی، مدرسهای درست کردهاند و با اندیشهای صاف و پاک، به پرورش فکر و علم پرداختهاند.
هوش مصنوعی: هرچند که یک لنگر سنگین است، اما کشتیای که سبک است، میتواند با تلاش و دانش کم هم به حرکت درآید.
هوش مصنوعی: روزی، یک ملوان از شدت تعجب و شگفتی، سوال عجیبی را مطرح کرد.
هوش مصنوعی: در علم نحو، اصول و مبانی آن همیشه به اندازهای از هم متفاوت هستند که هیچگاه به طور کامل نمیتوان به یکی از آنها تکیه کرد.
هوش مصنوعی: او در حالی که ترس و امید را احساس میکند، از او سوال میکند که نشانهها از کجا میآید و هدایتگر از کجا آمده است.
هوش مصنوعی: او به ملاح گفت و دستش را به سمت او دراز کرد و گفت که یک صفت از عمرش به هدر رفته است.
هوش مصنوعی: سرنوشت را نمیتوان با کشتی به مقصد رساند، زیرا ناخدای کشتی هم نمیتواند در این کار خلل ایجاد کند.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، ناخدای شجاع به گونهای گفت که باید بیچاره و بدون choice بمیرم.
هوش مصنوعی: به نظر شما، آقای خواجه در هنر و تخصص خود چه ویژگیای دارد؟ آیا او فردی است که با این هنر آشناست یا بیخبر و ناآشنا باقی مانده است؟
هوش مصنوعی: نحوی به درد دل او جواب داد که من در این موضوع آشنایی ندارم.
هوش مصنوعی: او به او گفت: کار برای تو آسان شد، زیرا تمام عمرت را به جهالت و نادانی هدر دادهای.
هوش مصنوعی: بیچاره به درون آب فرو رفت و ناخدا تلاش کرد، اما از او جدا شد.
هوش مصنوعی: ابتدا یاد بگیر چگونه در آب شنا کنی و سپس سریع و چابک سوار کشتی شو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.