غلام هنرمند زیرک ایاز
که بودی بدو چشم محمود باز
درآمد به حضرت بر استاد پیش
نگهداشت چون بندگان راه خویش
به رویش نظر کرد محمود و گفت
بیا تا بگویم حدیث نهفت
چو نزدیکتر شد به رسم و به راه
بدو راز می گفت هر گونه شاه
یکی کژدم از موزه تیز موش
همی زد برو نیش و می کرد نوش
نجنبید یک ذرّه از جای خویش
سخن گوش می کرد و می خورد نیش
چو شد آخرالامر پاسخ تمام
نگه کرد محمود سوی غلام
به چشم فراست بدو بنگرید
در آثار رنگش تغیّر بدید
بپرسید ازو شاه گردن فراز
در آورد سر بی توقّف ایاز
ز حضرت درآمد به صحن سرای
کشیدش یکی موزه بیرون ز پای
چنان بود ساقش ز آسیب نیش
که گفتی به یک بار گشتست ریش
ز جرّاره ای چند نشتر بخورد
ادب بین که بر خویش ظاهر نکرد
الا ای به گوهر حسیب و نسیب
غلامی ز اصل و نسب بی نصیب
چنین داشت پاس خداوندگار
ترا نیزاگرنام باید بدار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به داستان غلام زیرک و هنرمند ایاز و ملاقات او با شاه محمود میپردازد. ایاز به نزد شاه میرود و در حین شنیدن سخنان او، از یک کژدم که از موزه به او نیش میزند، بیحرکت میماند و به سخن شاه گوش میدهد. پس از پایان صحبتها، شاه متوجه تغییراتی در چهره ایاز میشود و از او میپرسد. ایاز بیدرنگ پاسخ میدهد و نشان میدهد که با وجود آزار کژدم، ادب و احترام را حفظ کرده است. این داستان به اهمیت ادب و اطاعت از خداوند و سرپرست اشاره دارد و به اصل و نسب غلام نیز اشاره میکند که نباید بر ارزش او سایه بیفکند.
هوش مصنوعی: کمپانی ایاز که هنرمند و با ذکاوت بود، چشمان محمود بر او گشوده بود.
هوش مصنوعی: او به محضر استاد خود وارد شد و مانند دیگران با احترام و ادب مسیر خود را ادامه داد.
هوش مصنوعی: محمود به چهره او نگاه کرد و گفت: بیا تا داستان پنهانی را برایت بگویم.
هوش مصنوعی: هرچه به او نزدیکتر میشد، به شیوه و سبک خود به او اسراری را میگفت که مناسب مقام شاه باشد.
هوش مصنوعی: یک عقرب از لانهاش به موش حملهور شد و او را نیش زد و به این ترتیب برای خود از او بهرهای برد.
هوش مصنوعی: بیحرکت بمان، حتی به اندازهی یک ذره، و به صحبتهای دیگران گوش بده و از تلخیها بپذیر.
هوش مصنوعی: زمانی که کارها به انتها رسید، محمود به طور کامل پاسخ را دریافت کرد و سپس به غلام خود نگاهی کرد.
هوش مصنوعی: با دقت به او نگاه کنید و در نشانههای وجودش تغییر رنگ او را مشاهده کنید.
هوش مصنوعی: از او پرسید شاه بلندمرتبه و ایاز بدون هیچ گونه توقف سرش را بالا آورد.
هوش مصنوعی: از محضر آن بزرگوار به حیاط خانه آمد و یکی از کفشها را از پایش بیرون کشید.
هوش مصنوعی: ساق پایش به قدری آسیب دیده بود که انگار یک بار دراز شده و به شکل ریش در آمده است.
هوش مصنوعی: به خاطر چند رنج و سختی، به آرامی و با احترام رفتار کن، بدون آنکه در ظاهر نشان دهی.
هوش مصنوعی: ای کسی که دارای فضیلت و جواز هستی، تو غلامی از خانوادهای هستی که از اصل و نسب بینصیب است.
هوش مصنوعی: بدان که اگر تو نیز شخصیتی شایسته داشته باشی، باید نام و مقام تو را نیز بزرگ بشمارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.