خدایا خطاهای ما در گذار
زتو یک نظر وز چو ما صدهزار
جهانی گنه رحمتت در دمی
بیندازد از گردن عالمی
به بیچارگی کرده ام دست پیش
خجل وامگردانم از فضل خویش
همین است کز من نیامد صواب
جزای خطا چشم دارم ثواب
از آن پبش عفوت کنم پوزشی
که امّیدوارم به آمرزشی
خدایا معاد و مآبم به تست
تویی آنک بعث و ثوابم به تست
بریدم طمع جز تو از هر که هست
که من مست جام تو ام از الست
پناهم تویی در که خواهم گریخت
تو کش تا توان گفت خونم که ریخت
اگر رد کنندم عقول و جهول
چه غم چون تو ام کرده باشی قبول
ز من باز گردند پیوند و خویش
تو محروم مگذارم از عفو خویش
خدایا عنان عنایت مپیچ
که من هیچم و هیچ ناید ز هیچ
بر امّید فضل تو کردم گناه
به نومیدیم رد مکن یا اله
ز اول چو بی علّت ما و من
به هم دادی آمیزش جان و تن
به وقت جدا کردن از یکدگر
تو دانی نیارم زدن دم دگر
کسی را تو باشی که در یابدش؟
وگر درببندی که بگشایدش؟
خدایا از آنجا که احسان تست
عفو کن که مجرم هراسان تست
چو مخلوق را هست بخشایشی
دلی می رساند به آسایشی
اگر در پشیمانی آهی کنند
عفو می کند چون گناهی کنند
تو غفّاری و ما گنه کرده ایم
به فضل تو زنهار آورده ایم
ز تقصیرها درگذر یا اله
ببخشای بر ما ببخش از گناه
چو از هر دو عالم ترا خواستست
نزاری ترا هم ز تو خواستست
که بگذاردم گر تو بنوازیم؟
که برداردم گر تو بندازیم؟
قبول تو پس رد مکن دعوتم
چراغی برافروز در خلوتم
طمع منقطع کردم از کاینات
به فضل تو دارم امید نجات
بر امّید مرهم جگر خسته ام
به روی از همه خلق دربسته ام
در بسته نگشاید الّا تو کس
مرا چون تو هستی ز تو هم تو بس
به دست تضرّع به بوی نوید
درت می زنم تا برآید امید
به روی ضریری دری بسته بود
در آن بسته امّید پیوسته بود
بر آن در یکی روز تا شب بماند
ز بیرون کسی در درونش نخواند
یکی گفت در خانه دیّار نیست
برو بر در بسته چندین مایست
شنیدم که می گفت با خود به راز
که این در شود آخرالامر باز
خداوند اگر زنده بازآردش
سرا را در بسته بگشایدش
خداوند ما دایما حاضر است
به اسباب و احوال ما ناظر است
نباشد درش بسته بر مستحق
تو هم معترف باش و هم متّفق
بلی گر گشادست و گر بسته در
ندارد جز او کس از آن سرّ خبر
ببندد چو خواهد که آزاردت
گشاید چو خواهد که بازآردت
تو گر خواستی و او ندادت مرنج
گلی داد و خاری نهادت مرنج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دعایی است که بندهای از خداوند درخواست آمرزش و رحمت دارد. شاعر با زبانی عاشقانه و خاضعانه خطاها و گناهان خود را به خداوند میسپارد و از او میخواهد که نظر رحمتش را به او معطوف کند. او از بیچارگی و ناتوانی خود در برابر خداوند سخن میگوید و به امید عفو و بخشش، به تضرع و دعا پرداخته است. شاعر میفهمد که تنها امیدش به خداست و با اعتراف به خطاهایش، از او طلب بخشایش میکند. در نهایت، تأکید میکند که خداوند همیشه حاضر و ناظر بر بندگانش است و درهایی که به روی بندگان بسته میشود، تنها به دست خداوند باز میشود.
هوش مصنوعی: ای خدا، خطاها و اشتباهات ما را ببخش و از کنارشان به سادگی عبور کن، چرا که اگر تو بخواهی، میلیونها خطا از ما وجود دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر فردی به لطف و رحمت خداوند گناهی انجام دهد، میتواند به سادگی و در یک لحظه، بار سنگینی از گناه را از دوش تمام انسانها بردارد. به عبارت دیگر، رحمت خداوند میتواند به حدی بزرگ باشد که در یک آن، همه مشکلات و گناهان را حل کند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیچارگیام از تو کمک میخواهم و امیدوارم که از رحمت و بخشش خودم را محروم نکنی.
هوش مصنوعی: من تنها چیزی که از من سر نمیزند درست نیست، و به جز آن، به اشتباهاتم چشمپوشی میکنم و امید به پاداش دارم.
هوش مصنوعی: من از قبل عذرخواهی میکنم، زیرا امید دارم که مورد بخشش قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: خدایا، بازگشت و سرنوشت من به تو وابسته است. تو هستی که برانگیختن و پاداش من در دست توست.
هوش مصنوعی: من از هر چیزی جز تو قطع امید کردهام، چون من در مستی و شوق جام تو غرق شدهام.
هوش مصنوعی: تو پناه من هستی؛ هرگاه که نیاز به فرار داشته باشم، تو را میطلبم. تا وقتی که بتوانم بگویم که چه بر سر خونم آمده است، تو صدای مرا بشنو.
هوش مصنوعی: اگر عقلها و جاهلان مرا نپذیرند، چه غم؟ چون تو به من قبول کردهای.
هوش مصنوعی: من از پیوند و ارتباط خود با تو دست برمیدارم، اما تو را از بخشش و عفو خود بینصیب نمیگذارم.
هوش مصنوعی: خدایا، لطف و رحمتت را از من دور نکن، زیرا من هیچ و پوچ هستم و هیچ چیز از هیچ چیز به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: به امید رحمت و بخشش تو، خطا و اشتباه کردم. ای خدا، ناامیدی مرا نپذیر و رهایت نکن.
هوش مصنوعی: از آغاز، بدون هیچ دلیل مشخصی، تو آمیختن روح و بدن را به من هدیه دادی.
هوش مصنوعی: وقتی که از هم جدا میشویم، میدانی که نمیتوانم صدای دیگری را به زبان بیاورم.
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که تو را درک کند؟ و اگر در قلبت را ببندی، چه کسی میتواند آن را باز کند؟
هوش مصنوعی: خدایا، چون تو مهربانی و نیکی میکنی، پس مرا ببخش که من خطاکار و ترسان از عذاب تو هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند رحمت و بخشش به مخلوقات خود میدهد، این محبت و بخشش باعث آرامش دل آنها میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی از کرده خود پشیمان شود و با دلسوزی اعتراف کند، بخشیده میشود مانند زمانی که خطایی مرتکب شده باشد.
هوش مصنوعی: تو بخشندهای و ما گناهکار هستیم، به لطف تو از خطرها در امان ماندهایم.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، از خطاهای ما بگذر و ما را ببخش، ما را از گناهانمان عفو کن.
هوش مصنوعی: هر دو جهان به تو نیاز دارند و از تو خواهانند، پس تو نیز باید به آنها پاسخ دهی و خواستشان را در نظر بگیری.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا نوازش کنی، من چه دردی دارم که نگذارم؟ و اگر تو مرا به زمین بیندازی، من چه را دارم که بردارم؟
هوش مصنوعی: اگر دعوت من را بپذیری، لطفاً آن را رد نکن و در خلوت من نوری روشن کن.
هوش مصنوعی: من از دنیا و وابستگیها دست شستهام و فقط به لطف تو امید دارم که نجات یابم.
هوش مصنوعی: بر امید کسی که میتواند دردهایم را کم کند، بر خودم و احساساتم تمرکز کردهام و از همهی دیگران دور شدهام.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در دل مرا باز کند، مگر تو. چون هیچکس به اندازه تو در قلب من جا ندارد.
هوش مصنوعی: به طور دلخواه و با دعا، به سمت درگاهت میآوردی میزنم تا امید به آیندهای روشن برایم پدیدار شود.
هوش مصنوعی: در یک جا، دربی بر روی حریر بسته بود و پشت آن، امید همواره وجود داشت.
هوش مصنوعی: در آنجا، یک روز تا شب منتظر بماند، بدون اینکه کسی از بیرون داخل شود و در دل او چیزی را بخواند.
هوش مصنوعی: کسی گفت که در خانه کسی وجود ندارد، پس چرا در را به این اندازه محکم بستهای؟
هوش مصنوعی: شنیدم که کسی به تنهایی صحبت میکرد و میگفت که در نهایت این در یک روز دوباره باز خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر خداوند دوباره او را زنده کند، درِ بسته را برایش باز خواهد کرد.
هوش مصنوعی: خدا همیشه در کنار ماست و به وضعیت و شرایط ما توجه دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که درهای زندگی و فرصتها باید برای کسانی که شایسته هستند، باز باشد و همچنین باید بر این موضوع تاکید شود که همگان به این موضوع باور داشته و توافق کنند.
هوش مصنوعی: بله، اگر در دل انسان دفتری باز باشد یا بسته، هیچ کس جز او از آن راز آگاه نیست.
هوش مصنوعی: وقتی بخواهد، تو را آزار میدهد و وقتی بخواهد، تو را به حال خود برمیگرداند.
هوش مصنوعی: اگر تو خواستهای چیزی را به دست بیاوری و آن را نتوانستی، غمگین نشو؛ زیرا در کنار آن خواسته، یک گل به تو داده شده و خاری نیز وجود دارد. پس نگران نباش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.