گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدالدین کرمانی

شمعم که چو خاطرم مشوّش گردد

سررشتهٔ جانم همه آتش گردد

چون سوز رها کنم بمیرم حالی

می سوزم تا وقت دلم خوش گردد

کمال‌الدین اسماعیل

کی بی تو مرا چو غنچه دل خوش گردد؟

تا هر نفس حال مشوش گردد

گر باد بجنبد بدرم پیراهنی

ور آب خورم در دلم آتش گردد

مجد همگر

آن روز که جان جفت کشاکش گردد

یا دولتم از حسرتت آتش گردد

یک قطره ز آب چشم بر خاکم ریز

تا خاک لحد بر دل من خوش گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه