گنجور

شمارهٔ ۷۰

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » سایر اشعار
 

ساقیا ساغر دوشینه نبرد از هوشم

باده پیش آر که مخمور در شراب دوشم

گر چنین جلوه نماید رخ گندم وش یار

حاصل دنیی و عقبی بجوی نفروشم

اینچنینم که سر زلف توئی سامان کرد

آخر از روسیهی خانه دهد بر دوشم

گوش پر کرده مرا زمزمۀ صوت سماع

خواجه معذورم اگر حرف دگر ننپوشم

گر چه دانم سفر وصل مرا پایان نیست

لیک تا پای روش هست بجان میکوشم

گفتگو نیست مرا با تو برو ایزاهد

هر چه خواهی تو فرو گوی که من خاموشم

ساقی ار زهر بجام من دلخون ریزد

بفلک میرود آوازۀ نوشا نوشم

دارم اینخرقه که در زیر کشم جام شراب

ظن بدگو نبرد شیخ مرقع پوشم

جز می صاف نمی آیدم از شیشۀ طبع

بسکه از آتش روی تو چو خم در جوشم

ساقیا بادۀ انگور بهشیاران ده

که من امشب ز خیال لب او مدهوشم

ایدل اندر خم زلفش چه کشی ناله خموش

فاش شد در همه عالم سخن سرگوشم

همه دل میبرد از دست حدیث نیرّ

تا حدیث سر زلف تو بود در گوشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify