ای باذر قول نیرّ این طرفه پیام
برگوی بطرز پخته با مفتی خام
کان نغمه که بود از لب داود حلال
از بهر چه در دهان نی گشت حرام
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
ای باذر قول نیرّ این طرفه پیام
برگوی بطرز پخته با مفتی خام
کان نغمه که بود از لب داود حلال
از بهر چه در دهان نی گشت حرام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع تضاد و تناقض در مسائل دینی و اخلاقی اشاره دارد. شاعر از باذر میخواهد تا پیامی را بیان کند، ولی به نظر میرسد که این پیام در تضاد با فهم و تفسیرهای خامی است که ممکن است از یک مفتی (مَفتی) بیتجربه بیاید. در ادامه، اشاره میشود که نغمهای که از لب داود (پیامبری که مورد تأسیس قرار گرفته) حلال است، اما به دلایلی در جای دیگری (مثل دهان دیگران) به حرام تبدیل شده است. این موضوع نمادی از کشمکشهای فکری و عاطفی در تفسیر اصول دینی است.
هوش مصنوعی: ای باذر، در آسمان پیام روشنی وجود دارد، پیام را به گونهای بیان کن که با عقل و درایت همراه باشد، نه به شکل خام و بیفکر.
هوش مصنوعی: نغمهای که از لب داود (پیامبر) شنیده میشد، حلال بود، پس چرا در دهان دیگران حرام شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هم غالیه زلفینی و هم سیم اندام
هم روی نکو داری و هم نیکونام
دو لب چو مدام داری و زلف چو دام
من مانده به دام دایم از بهر مدام
هر چند که از تو بوسه یابم گه بام
در آخر شب مرا هوس آید کام
بوسه بده و کنار برتست حرام
نشنودستی درو غزن باشد شام
افتادم در دام بتی سیم اندام
وز صحبت او دلم رسیده است بکام
تا من بزیم مرا تمام است خوشی
گر دلبر من بسر برد مهر تمام
ای زرین نام لعبت سیم اندام
زر تو و سیم تو نه پخته ست و نه خام
در کس منگر به بی نیازی بخرام
زیرا که توانگری به اندام و به نام
هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام
کارِ طربت پُخته کُن از بادۀ خام
چون نیست تو را در این جهان جایِ مقام
از عمر، نصیبِ خویش، بردار تمام!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.