گنجور

شمارهٔ ۴۹

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد

آتش بخشک و تر ز صدای وی اوفتد

از سر ربود هوش من آنچشم پرخمار

تادیگر اتفاق افاقت کی اوفتد

آرد مذاق حکمت اشراق طبع می

عکسی اگر زروت بجام می افتد

سلطان اگر بدولت وصلت رسد بخواب

از چشمش افسر جم و تخم کی اوفتد

ترسم که جان بوصل نماند ز شوق اگر

چشمم بروی قاصد فرخ پی اوفتد

گفتم که وعدۀ تو چه شد گفت کی کجا

آری دوای درد کهن بر کی اوفتد

ترسم بهار گلشن روی تو سر شود

زینطول ناز و وعدۀ ما بردی اوفتد

ابجذ به جنون سوی لیلی مکش مرا

ایمن نیم که آتش من در حی اوفتد

نیر رو آبجو که جهان جز سراب نیست

بیحاصل است کار که بر لاشی اوفتد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

گنجور رومیزی