زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
میدهد دلها بباد و چین به پیشانیش نیست
گشت زارم ای مسلمانان بفریادم رسید
چشم کافر دل که بوئی از مسلمانیش نیست
عقل رفت ار صبر بر غارت رود نبود شگفت
امن معدوم است در ملکی که سلطانیش نیست
کشتی ابرو خال کشتیبان و گیسو بادبان
دل مسافر حسن دریائی که پایانیش نیست
عشق سلطان قوی دل ناتوانی پس ضعیف
سرگرانیهای او دردی که درمانیش نیست
صد هزاران دل بتاری بسته جولان میدهد
بابلی چشمی که در سحر و فسون ثانیش نیست
سست پیمان است و با اغیار نارد سر وفا
گرچه این هم نیز دور از سست پیمانیش نیست
چونکه جانان میرود ایجان تو هم بر بند رخت
بار دوش تن بود جانی که جانانیش نیست
حسن آنسوتر گذشته است از سخندانی ترا
ورنه نیر اعتراضی در سخندانیش نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و شور و حال دل میپردازد. شاعر به زلف و زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که این زیبایی، دلها را به بیقراری میاندازد و هیچ توجهی به پریشانی خود ندارد. او از ناتوانی در برابر عشق صحبت میکند و بیان میدارد که عقل نیز در برابر عشق بیفایده است. به وضوح نشان داده میشود که عشق غیرقابل کنترل و آسیبزا است. شاعر همچنین به بیوفایی و سست پیمانی اشاره میکند و میگوید که اگرچه ممکن است در ظاهر وفادار باشند، اما در واقع این وفاداری وجود ندارد. در نهایت، او به جاودانگی و فرار محبوب اشاره میکند و میگوید حسن او فراتر از قدرت کلام اوست.
هوش مصنوعی: زلفهای بیقراری را ببین که هیچ دلهرهای از به هم ریختگیاش ندارد، او دلها را به باد میدهد و چهرهاش از هیچ چین و چروکی خالی است.
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، دلم به فریاد نیاز دارد، زیرا چشمان کافر، هیچ نشانی از ایمان و اصول مسلمانیش ندارند.
هوش مصنوعی: اگر عقل برود و صبر در برابر غارت از بین برود، شگفتی در این نیست که در سرزمینی که حاکمش وجود ندارد، امنیت هم وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: کشتیبان با ابروی خالدارش، مانند بادبان دل مسافری است که در دریا سفر میکند؛ دریا همان دریایی است که انتهایی ندارد.
هوش مصنوعی: عشق قدرت و اراده را در دل کسی که قوی است، افزایش میدهد، اما برای کسی که ضعیف است، تنها مشغلهای و دردی بیدرمان به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: بسیاری از دلها به خاطر زیبایی و魅魅ی آن چشمان یار در حال حرکت هستند، ولی آن چشمی که در جادو و افسون خاص خود نیست، گرچه زیباییهایش بینظیر است.
هوش مصنوعی: کسی که در دوستی و وفاداری، ثبات ندارد و با دیگران در ارتباط است، حتی اگر بر او وفاداری نکند، باز هم همین عدم وفا در او دیده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی محبوب میرود، ای جان! تو هم بار و بنهات را بردار، زیرا این بدن تو بدون وجود محبوب، تنها جسمی است که جانش را ندارد.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت آن طرف خیلی بیشتر از توانایی تو در سخن گفتن است، وگرنه در هنر سخنوری تو هیچ عیبی نمیتوان یافت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.