گنجور

شمارهٔ ۱۳۵

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی

بحیرتم ز چه این صید کشتی و ز چه هشتی

چه لاله ها که ز غم ریخت بیتو چشم بدامن

کدام گلبن حسرت در اینچمن که نگشتی

اگر نه آتش روی تو بود آفت جانها

بدین لطافت و منظر بگفتی که بهشتی

قیاس حسن تو سهو است جز بیوسف مصری

که پاک دامن و پاکیزه روی و پاک سرشتی

خطی ز مشگ نوشتی بدور صفحۀ سیمین

فدای کلک و نباتت که خوش ختیته نوشتی

خوشا هوای گلستان و جام بادۀ رنگین

ز دست حور بهشتی بماه ارد بهشتی

زدیم خویش بدریا زیمن همت پاکان

نه بار رهبری ناخدا نه منت کشتی

ز نخ بکلک مصور کسی زند که ندارد

خبر ز سابقۀ اقتضای خوبی و زشتی

ز خویش پرس حکایت که در صلوح ارادت

یکیست زاهد و خرابی و کشیش کنشتی

بکوش و قد چو الف راست کن که جیم نگوید

بخامه زن که مرا از چه گوژپشت نوشتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

شکرستان