گنجور

شمارهٔ ۱۲۱

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

بخطا میرمد آن نرگس فتان از من

که بیک غمزه توان برد دل آسان از من

منت ابر بهار است ز باران سرشگ

بیرخت بر سر یکدشت مغیلان از من

تخم صبرم بدل ای پیر جهاندیده مکار

که نه چینی بجز از خوشۀ حرمان از من

آن شد ایخواه که از جانرود پای شکیب

کانزمان دست ز من بود و گریبان از من

گریه ام کشت دهانی به تبسم بگشای

تا یکی تنگدل ایغنچۀ خندان از من

باغبان گو که بتاوان تماشای گل

برد از خون جگر لاله بدامان از من

صید هشیار ز صیاد گریزد لیکن

نه بدینگونه که صیاد گریزان از من

نیرّا با همه سودا زدگی حیرانم

گر چه آنطفل پریروست هراسان از من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

گنجینهٔ گنجور