سپهبد برآمد به کردار شیر
بغرید چون اژدهای دلیر
به دست اندرون گُرزه سرگرای
به زیر اندرون باره بادپای
چو تنگ اندر آمد بدان هندیان
دمنده به کردار شیر ژیان
بدان ده مبارز یکی حمله برد
به اسب نبردی یکی پی فشرد
یکی را کمربند بگرفت و پشت
برآورد بر دیگری زد بکشت
یکی را کمربند بگرفت و سر
بپیچید و زد بر سر آن دگر
دم اسب دیگر سواری گرفت
بگرداند بر گرد سر از شگفت
به سان فلاخن بینداخت تیز
ابر دیگری آن یل پر ستیز
به یک زخم دو کشته شد زان چهار
دو دیگر بیامد بر نامدار
به شبگیر تا گشت خورشید راست
گهی تاختند از چپ و گه ز راست
چنان ده دلاور که با ده هزار
برابر بدندی گه کارزار
همه از پی مردی و نام و ننگ
یکایک بدادند سر را به جنگ
ز پیمان گری شاه بی هوش و داد
چنان نامداران بر باد داد
دل رای پرکین بدی از فراز
نگهدار پیمان شد از پیش باز
فرامرز گفتا به رای گزین
ابا شاه با دانش و بافرین
به پیمان کنون باج بپذیر و ساو
چو بگریخت از شیر درنده گاو
چو بشنید از او شاه هندی سخن
غمی گشت از آن پهلو پیلتن
سگالید تدبیر تا چون کند
کز ایرانیان دشت پرخون کند
به کار اندر آورد پند و فریب
دلش رفت بر سوی مکر و نهیب
به شیرین زبان گفت با پهلوان
که ای شیر دل گرد روشن روان
فرود آی و بنشین و رامش پذیر
بدین فرخی باده و جام گیر
بگروم به پیمان و وعده درست
بدان ره روم من که فرمان توست
چو روشن شود کشور از آفتاب
سرنامداران درآید به خواب
شود تازه دل ها به دیدار تو
بسازیم بر آرزو کار تو
به گفتار شیرین به دل پر دروغ
درونش بدان نامور بی فروغ
فرود آمد از بارگی شیر دل
به دست اندرون خنجر جان گسل
ندانست کز مکر روباه پیر
همی دام سازد ابر نره شیر
چه گفت آن خردمند بیدار دل
چو دشمنت گشتست آزرده دل
منه دل به گفتار شیرین او
کزآن خرمی تلخی آرد به روی
نشستند با رای هندی به هم
فرامرز و نام آوران بیش و کم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سپهبد با شجاعت و دلیری مانند شیر به میدان جنگ آمد و با قدرت ظاهر شد. او با یک گرز به سمت دشمنان هندی حملهور شد و در طی نبرد، چندین نفر را به زمین انداخت. در این میان، با مهارت خاصی، دو نفر دیگر نیز از دشمنان را کشت. نبرد شدت گرفت و هر دو طرف با شجاعت جنگیدند. فرامرز، یکی از دلاوران، به شاه هندی پیشنهاد داد که به پیمان دست یازند و از جنگ بگریزند اما شاه هندی به فکر فریب افتاد و با زبانی شیرین از فرامرز درخواست کرد که بیاید و آرامش را بپذیرد. فرامرز در عین حال آگاه بود که این سخنان ممکن است مکر و فریب باشد، بنابراین با احتیاط عمل کرد و خود را در برابر دشمنان نگه داشت. در نهایت، فرامرز و دیگر نامآوران به دقت اوضاع را زیر نظر داشتند.
هوش مصنوعی: سردار به پا خواست و با قدرتی همچون شیر صدا زد، مانند اژدهای نیرومند.
هوش مصنوعی: درون آن گربهی خوشوطن، سرشار از آرامش، زیر باد پای کس دیگری نشسته است.
هوش مصنوعی: وقتی که به دست هندیان، تنگناها و مشکلاتی ایجاد شود، آنان با شجاعت و جسارت، همچون شیران درنده، به مقابله با آن میپردازند.
هوش مصنوعی: در یکی از دهکدهها، شخصی شجاع و دلاور به جنگ با اسب و سربازان نیرومند پرداخت و به تهاجم شجاعانهای دست زد.
هوش مصنوعی: یک نفر کمربندش را محکم کرد و به پشت دیگری ضربه زد و او را کشت.
هوش مصنوعی: یکی به دیگری حمله کرد و او را ضربهای به سر زد.
هوش مصنوعی: اسب دیگری به زین نشسته و دور خود میچرخد، از شگفتی و حیرت.
هوش مصنوعی: همچون یک فلاخن، ابر دیگری با سرعت به سمت آن پهلوان مبارز پرتاب کرد.
هوش مصنوعی: یک زخم باعث شد که دو نفر جان خود را از دست بدهند و از آن طرف، دو نفر دیگر به کمک فرد مشهور و معروفی آمدند.
هوش مصنوعی: وقتی خورشید عادلانه در آسمان قرار گرفت، گاهی از سمت راست و گاهی از سمت چپ به جلو رفتند.
هوش مصنوعی: به همان اندازه که یک دلاور میتواند در برابر ده هزار نفر بایستد و در میدان جنگ با آنها مبارزه کند، قوی و شجاع باش.
هوش مصنوعی: همه برای رسیدن به شکوه و اعتبار و افتخار آمادهاند تا در نبرد شرکت کنند و جان خود را فدای این هدف کنند.
هوش مصنوعی: به دلیل ناپایداری و بیثباتی در تصمیمات شاه، آن کسانی که دارای مقام و نام هستند، به راحتی ارزش و اعتبار خود را از دست دادهاند.
هوش مصنوعی: دل پر از درد و اندوه از بالا به وضوح نشان میدهد که عهد و پیمانی که از پیش بسته شده، دوباره زنده شده است.
هوش مصنوعی: فرامرز گفت که باید با تدبیر و فکر خود، پادشاهی را انتخاب کنی که با دانش و کمالات باشد.
هوش مصنوعی: اکنون باید توافقی را بپذیری و به آرامش دست یابی، مانند کسی که از خطر یک حیوان وحشی فرار کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی شاه هندی از او صحبت شنید، از آن ماجرا غمگین شد و دلش پر از ناراحتی گردید.
هوش مصنوعی: تدبیر و تدبیراندیشی کن تا ببینی چگونه میتوانی از ایرانیان برای به وجود آوردن جنگ و خونریزی بهرهبرداری کنی.
هوش مصنوعی: او از پند و نصیحت بهره میبرد و دلش به سمت فریبکاری و نیرنگ میرود.
هوش مصنوعی: او با زبان شیرین به پهلوان گفت: ای دل شیر، تو روشن و زندگیبخش هستی.
هوش مصنوعی: بیا پایین و بنشین و از شادی لذت ببر، اینجا شراب خوشمزه و جامی برایت آماده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به قول و وعدهام پایبند باشم، به همان راهی میروم که تو دستور دادهای.
هوش مصنوعی: وقتی که کشور در نور خورشید روشن میشود، بزرگان و پیشوایان آن به آرامش و خواب میروند.
هوش مصنوعی: دل ها به خاطر دیدارت تازه و شاداب میشوند و ما برای برآورده کردن آرزوهایت تلاش خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: با کلام شیرین و جذاب، اما با قلبی پر از دروغ درونش، به آن شخص معروفی اشاره شده است که در واقعیت درخشان نیست.
هوش مصنوعی: شیر دل از بلندی پایین آمد و در دلش خنجر جانکاه را پنهان کرد.
هوش مصنوعی: او نمیدانست که چه بسا روباه سالخورده در خفا برای او دام میتند، همانطور که ابر به شیری بزرگ بر میبارد.
هوش مصنوعی: خردمند بیدار دل میگوید: وقتی که دشمنات ناراحت و عصبانی شده، چه چیزی باید بگویی یا چه عکس العملی باید داشته باشی؟
هوش مصنوعی: دل را به سخنان شیرین او نبند، زیرا از آن شادی و خوشی، تلخی و ناگواری بیرون میآید.
هوش مصنوعی: فرامرز و نامآوران با مشورت و تدبیر هندیها گرد هم نشستهاند، بهطوری که همهی آنها در این جمع حضور دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.