دگر گفت کای جمله دریای راز
مرا مشکلی هست بگشای راز
به گیتی جفاکاره و دل شکن
که بینی که بد گشت با انجمن
بگریید زان پیر آموزگار
که این بد نباشد بجز روزگار
کزو هیچ بیچاره خشنود نیست
نبینم کسی را کزو دود نیست
همه دل فکارند و گشته نژند
ازو هر دلی خسته و مستمند
بدین سان که بینی جهنده جهان
برآرد بلند و کشد ناگهان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ مشکلات و رنجهای زندگی است. شاعر به گروهی از انسانها اشاره میکند که در دنیای پر از ظلم و دلشکنی به سر میبرند. او از یک معلم و پیر دانا میخواهد که رازهای زندگی را برای او بگشاید. در این دنیا، هر کسی دلی غمگین و دردمند دارد و هیچ کس از اتفاقات ناگوار خشنود نیست. شاعر در نهایت به بیثباتی جهان اشاره میکند و میگوید که زندگی همچون جریانی است که ناگهان به سمت بالا میرود و ناگهان پایین میآید.
هوش مصنوعی: سپس گفت: ای همه شما که مانند دریا پر از راز هستید، من مشکلی دارم که لطفاً این راز را برای من روشن کنید.
هوش مصنوعی: در این دنیا افراد بدخواه و دلشکن زیادی وجود دارند که وقتی با هم جمع میشوند، وضعیت را خرابتر میکنند.
هوش مصنوعی: بگریید از آن معلم سالمند که این شرایط بد از روزگار است.
هوش مصنوعی: هیچ آدمی از او راضی نیست، و نمیخواهم کسی را ببینم که از او برکت یا خیری نمیرسد.
هوش مصنوعی: همه دلها در فکر و اندیشه هستند و از این موضوع ناراحت و دلگیرند؛ هر قلبی خسته و نیازمند شده است.
هوش مصنوعی: به این شکل که مشاهده میکنی، جهان به صورت ناگهانی تغییر میکند و چیزهای جدید و بلندی را به نمایش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.