چو دیدش فرامرز کان فره مند
سخن گفت زین گونه با وی بلند
به پاسخ بدو گفت دانای راز
که درتن نباشد جهان دراز
بدو گفت کای پیر آموزگار
همانا بسی دیده ای روزگار
شنیدیم اندر سرای درنگ
نهان در تن مرد باشد پلنگ
زمردار هرگز نگیرد شکیب
همه کار او مکر و رنگ و فریب
تن مرد زان بد بود مبتلا
وزین غم همیشه بود در بلا
به پاسخ بدو گفت دانای راز
که در تن نباشد همانا جز آز
به گیتی نخواهد شد از چیز سیر
وگر چرخ پیر اندرآید به زیر
فریبش همه رنگ و اورنگ نیز
به گیتی ازین بد بتر نیست چیز
غم و رنج خود را نخواهی دراز
مگرد از بنه گرد اندوه و آز
که او دل برد مرد بیدین کند
سرانجام را دوزخ آیین کند
قناعت زملک سلیمان بهست
فراغت ز فر جهانبان بهست
مگرد ای جوان گرد دریای آز
که موجش گرانست و پنها دراز
دگر گفت کای کان به چربی سخن
به جای سپنجم تو آگاه کن
شنیدم درختی بلند و بزرگ
همه برگ او سبز و شاخش سترگ
همه شاخ او زآسمان تا زمین
یکایک بدو میوه نازنین
کسی کو برآن شاخ بر شد بلند
به گیتی همانا شود ارجمند
هرآن کو نیارد بدان شاخ شد
بدو دیو وارونه گستاخ شد
کیان و بزرگان شهر ستخر
بدین شاخ فرخنده دارند فخر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: فرامرز نزد دانای راز میرود و درباره زندگی و زحماتش صحبت میکند. دانای راز به او میگوید که زندگی در تن انسان همیشه با درد و رنج همراه است و دنیا پر از فریب و رنگ است. او توصیه میکند که نباید به آز و آرزوهای دنیوی دل بست و باید از قناعت و آرامش روحی لذت برد. در ادامه، صحبت از درختی بزرگ و پر بار میشود که نماد مقام و ارزشهای والای انسانی است. بر این درخت تنها کسانی میتوانند بالا بروند که شایستگی لازم را داشته باشند و در غیر این صورت، همچون دیو، به ورطه نابودی خواهند افتاد. پیام نهایی این است که انسان باید به دنبال معنای عمیقتری از زندگی باشد و به فریبهای دنیا دل نبندد.
هوش مصنوعی: وقتی فرامرز او را دید، که مظهر نیرو و قدرت بود، با او به این شکل گفتگو کرد.
هوش مصنوعی: دانای راز به او گفت که اگرچه دنیا در جسم انسان نیست، اما هرگز پایان نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به او گفت: ای معلم کهن، تو در زندگی تجربههای زیادی را دیدهای.
هوش مصنوعی: شنیدهایم که در خانهی تأمل، یک پلنگ در درون انسان وجود دارد.
هوش مصنوعی: مردی که از مرگ نمیهراسد، هرگز صبر و استقامت نمیورزد. تمامی کارهای او تنها دروغ، تزویر و فریب است.
هوش مصنوعی: تن انسان به خاطر آن بدیها بیمار میشود و به دلیل این اندوه همواره در گرفتاریم.
هوش مصنوعی: عالم آگاه در پاسخ او گفت که در وجود انسان اگر چیزی باشد، جز آزمایش و آزمون نیست.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس از چیزها سیر نخواهد شد، حتی اگر زمانه و دوران تغییر کند و به پایان برسد.
هوش مصنوعی: فریبش با زیبایی و زرق و برقش در دنیا از این بدتر چیزی نیست.
هوش مصنوعی: غم و ناراحتی خود را زیاد بالا نبر و از درون خود به خاطر درد و آز و رنج، دوری کن.
هوش مصنوعی: او که دل را از مؤمنان میبرد، سرانجام به دوزخ خواهد رفت و سزایش را خواهد دید.
هوش مصنوعی: تنها با قناعت و رضایت به آنچه داریم، میتوان به آرامش و آسودگی دست یافت؛ زیرا تلاش برای به دست آوردن همه چیز در این دنیا، تنها به نگرانی و بیقراری منجر میشود.
هوش مصنوعی: ای جوان، به یاد داشته باش که به دنبال لذتهای زودگذر نرو، زیرا این لذتها ممکن است تو را غرق کنند و عواقبش سنگین و طولانی باشد.
هوش مصنوعی: شخصی دیگر گفت: ای کسی که به خاطر شفافی و سخن زیبا معروف هستی، تو را میخواهم که مرا از این وضعیت آگاه کنی.
هوش مصنوعی: درختی بلند و بزرگ دیدم که برگهایش همه سبز و شاخهایش وسیع و پراکنده بودند.
هوش مصنوعی: تمام شاخههای او از آسمان تا زمین، بهطور جداگانه میوههای ارزشمندی به او میدهند.
هوش مصنوعی: کسی که به ارتفاعات بالاتر دست پیدا کند و بر شاخ بلند برود، در دنیا به عزت و احترام میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به آن درخت نزدیک نشود، مانند دیوی بیادب و جسور خواهد شد.
هوش مصنوعی: مردم و بزرگان شهر ستخر به این درخت خوشمزه و پرثمر افتخار میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.