گنجور

 
سرایندهٔ فرامرزنامه

ایا دوستداران والا گهر

ز من بشنوید این چنین سر به سر

ز نو آورم داستانی ز پی

ز هندوستان آورم ملک ری

که روزی ز ایام کاوس کی

ندایی به هند آمدش پی ز پی

به نام خداوند روزی رسان

یکی قصه آرم برون از نهان

به توفیق آن قادر کردگار

کنم نظم ها چون در شاهوار

ز مردی و جنگ فرامرز گرد

ز گیتی چنان گوی دولت ببرد

یکی روز با رامش و میگسار

نشسته دلیران بر شهریار

شبان و رمه سربه سر انجمن

فریبرز و توس گو پیلتن

فرامرز و گودرز و بهرام و گیو

چه گستهم و رهام و گرگین نیو