چو هرکس سخن گفت از پهلوان
همان شاه گردان و نام آوران
پس آن دیو گویا زبان برگشاد
همی کرد کار فرامرز یاد
نخستین ز راه نژاد و گهر
سخن گفت از آن پهلو نامور
نژادش یکایک بدیشان شمرد
ز رستم بشد تا نریمان گرد
ز کورنگ و اترط همی کرد یاد
چنین تا به جمشید بردش نژاد
هم از مادرش دخت گودرز شیر
که با فر و برز است و با دار و گیر
بدین سان که گفتم نژادش کنون
هنرهاش باشد از این در فزون
خردمندی و فر و اورنگ او
مهی و جوانی و آهنگ او
اگر چند گویم از این در سخن
به گفتار هرگز نیاید به بن
کنون سیزده سال باشد کنون
که تا این هنر مند با رهنمون
همی پوید اندر جهان نامجوی
گهی نام جوی و گهی کام جوی
بسا گرگ و شیر و پلنگ و نهنگ
که از گرز او پست شد روز جنگ
بسا دیو جنگی و نر اژدها
که از تیغ تیزش نیابد رها
چه مایه حصاری که از کوه و دشت
که از سم اسبش همی تازه گشت
بسا کارزاری نبرده سوار
بسا شیر دل پهلو نامدار
که از جنگ او روی برگاشتند
بدو کام و امید بگذاشتند
پدرش آن سپهبد جهان پهلوان
نگهدار ایران و پشت گوان
ز هنگام شاه جهان کی قباد
کمر بسته دارد به مردی و داد
همه کشور ترک و ماچین و چین
بدان گونه تا مصر و بربر زمین
بگردید یکسر به نعل ستور
برافکند از آن انجمن گرد و شور
ز دیوان مازندران در نبرد
ز خنجر به گردون برافشاند گرد
به تنها تن خویشتن رزم جست
نجست از کسی یاری اندر نخست
ز جادو از دیو و از اژدها
یکی را نیامد ز تیغش رها
نماندست اندر جهان هیچ کس
که بر رزم او باشدش دسترس
همان سام نیرم که بودش نیا
سرافراز و با رای و با کیمیا
به هنگام عهد فریدون شاه
به مردی کمر بست بر گردگاه
همان کرگساران مازندران
بپرداخت آن یل به گرز گران
هزار و صد و شصت دیو دمان
که بودند هریک چو شیر ژیان
که در کرگساران بزرگان بدند
سرافراز و تند و سترگان بدند
گرفتار بند کمندش شدند
به خواری همه زیر بندش شدند
چه با اژدها و چه با نره دیو
چه با شیر و دیو و چه با گرد نیو
یکی بد به رزم اندرون شیرمرد
که بر وی برافشاند گرد نبرد
بدین مرز کاکنون تو داری نشست
نشان پی اسب و گرزش بسست
به خویشان ضحاک در بوم چین
به خنجر سیه کرد روی زمین
نریمان که بد باب سام سوار
همان است آوازه اش در دیار
چوگرشسب خود در جهان کس نبود
که با او توانست رزم آزمود
اگر گویم از کار آن نامدار
به چندان بود ناید اندر شمار
همانا شنیده بود تاجور
ز کردار مردی آن پرهنر
که با من هراس و همان اژدها
چه کرد آن دلاور به تیغ جفا
کنون این جوان از نژاد چنین
خردمند و با گرد و با آفرین
به رخ همچو ماه و به بالا چو سرو
به تن ژنده پیل و به رفتن تذرو
دو بازوش ماننده ران پیل
بجوشد زآوازه او رود نیل
هنر با نژادش که گفتم همه
به نزد تو ای شهریار رمه
همانا که از صد یکی بیش نیست
چو او نامور در جهان کس نزیست
چو این گفته بشنید فرطورتوش
به دلش اندر آمد از آن کار هوش
پدید آمد آن شاه را آرزو
که بیند یکی چهر آن نامجو
چو از باد شب پشت خور خم گرفت
رخ هور چادر فراهم گرفت
برآمد یکی دیو گرد از جهان
همه آشکارا بشد زو نهان
برفتند هرکس به دل تندرست
چو خور چهره روز روشن بشست
یکی تیغ زر آبگون در گرفت
جهان را بدان تیغ در زر گرفت
بیامد سیه دیو نزدیک شاه
اباو دلیران ایران سپاه
چنین گفت با شاه فرطورتوش
که ای شاه بینای با رای و هوش
ببودن در این شهر بسیار گشت
دل مهتر از ما پرآزار گشت
کنون پاسخ نامه باید نوشت
به خوبی و نیکی چو حور از بهشت
تو نیز از بزرگی و داد و خرد
همان کن که در مردمی می سزد
چنین داد پاسخ بدو شهریار
که ای نیک دل سرور نامدار
یک امروز دیگر بر ما بپای
که تا پاسخ نامه آرم به جای
تو با شادمانی به ایوان خرام
ز رفتن مبر هیچ امروز نام
که ما رای پیوند او ساختیم
ز بیگانگی دل بپرداختیم
سیه دیو آن گفته بشنید و رفت
ابا نامداران سوی کاخ تفت
نشستند با او دلیران به هم
به می تازه کردند روی دژم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، سخن از پهلوانی به نام فرامرز و نژاد و آثار او است. دیو در مورد فرامرز سخن میگوید و از نژاد او یاد میکند که نسبش به رستم و نریمان و جمشید میرسد. فرامرز ۱۳ سال است که در جستجوی نام و مقام است و در جنگها به شجاعت و دلاوری مشهور شده است. او در نبردها به تنهایی حریفان خود، از جمله دیوان و اژدها را شکست میدهد و هیچ کس نمیتواند با او مسابقه کند. پدر فرامرز، سام، در زمان قباد شاه، قهرمان بود که با دیوان مازندران میجنگید. دیو به شاه فرطورتوش پیغام میدهد که به او نامهای پاسخ دهد و از بزرگی و تدبیر برخوردار باشد. شاه نیز پاسخ میدهد که روز دیگری برای نامهدادن برمیخیزد و به دیو وعده میدهد که در زمان مناسب اقدام خواهد کرد. در نهایت، دیو نامه را میشنود و به جمع بزرگان میرود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مورد قهرمانان و نامآوران سخن بگوید، به نوعی به شاه و بزرگان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: پس آن دیو که به نظر میرسد، زبانش را باز کرد و کار فرامرز را به یاد آورد.
هوش مصنوعی: او ابتدا از اصل و نژاد و خویشاوندی صحبت کرد و سپس از آن پهلوان معروف یاد کرد.
هوش مصنوعی: نسب و نژاد او را به طور دقیق بررسی کرد و به او نسبت رستم و نریمان را دادند.
هوش مصنوعی: او به یاد کورنگ و اترط بود تا اینکه نژادش را به جمشید رساند.
هوش مصنوعی: او دختر گودرز است که همچون شیر قوی و با شکوه به دنیا آمده و دارای زیبایی و قدرت است.
هوش مصنوعی: به این ترتیب که من گفتهام، حالا ویژگیهای او به اندازهای از هنرها پر شده که نمیتوان آن را انکار کرد.
هوش مصنوعی: عقل و درایت او به زیبایی و شکوه و مقام او مشهود است، همچنان که جوانی و نشاط او نیز نمایانگر شوق و پویایی اوست.
هوش مصنوعی: اگر چه سخن زیادی درباره این موضوع بگوییم، اما هرگز نمیتوانیم به عمق آن پی ببریم.
هوش مصنوعی: حالا سیزده سال از زمانی که این هنرمند با هدایت و راهنمایی آمده، میگذرد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی که در جستجوی نام و شهرت است، گاهی به دنبال نام خود میگردد و گاهی نیز به دنبال خواستهها و آرزوهایش است.
هوش مصنوعی: در روز نبرد، بسیاری از حیوانات بزرگ و قدرتمند مثل گرگ، شیر، پلنگ و نهنگ در مقابل نیروی او شکست خوردند.
هوش مصنوعی: بسیاری از موجودات خطرناک و وحشتناک وجود دارند که هیچکس نمیتواند از آسیب تیغ تیز آنها فرار کند.
هوش مصنوعی: چقدر این دیواری که از کوه و دشت ساخته شده است، با سم اسبها هم تازه و جدید است.
هوش مصنوعی: بسیاری از جنگها بوده که سواران شکست خوردهاند و بسیاری از دلیران مشهور با نامهای بزرگ، در میدان نبرد پیروز نشدهاند.
هوش مصنوعی: به دلیل نبردی که او به راه انداخت، مردم از او روی برگرداندند و دیگر به او امید و آرزو ندارند.
هوش مصنوعی: پدر او، فرماندهی بزرگ و قهرمان کشور، حافظ ایران و حامی مردم است.
هوش مصنوعی: از زمان سلطنت شاه جهان، آیا قباد که بر کمرش زره بسته است، به شجاعت و راستگویی دست میزند؟
هوش مصنوعی: تمامی سرزمینهای ترک، ماچین و چین به همین شکل تا مصر و بربر وجود دارند.
هوش مصنوعی: به دنبال یکدیگر به سمت گذشتههای دور بروید و از آن جمع و هیاهو دل بکنید.
هوش مصنوعی: از دیوان مازندران در جنگ، خنجر به آسمان افکنده شد و گرد و غبار پراکنده شد.
هوش مصنوعی: خودت باید به تنهایی با مشکلاتت مبارزه کنی و از دیگران انتظار کمک نداشته باشی. در ابتدا باید به تواناییهای خودت تکیه کنی.
هوش مصنوعی: از جادو و سحر دیو و اژدها، هیچکس نتوانست از تیغ او نجات پیدا کند.
هوش مصنوعی: در جهان هیچکس نیست که بتواند به او دسترس پیدا کند و بر او غلبه کند.
هوش مصنوعی: کسی که من هستم همان سام نیرومند است که نیا (پدر بزرگ) او با شکوه و خرد و دانش بوده است.
هوش مصنوعی: در زمان سلطنت فریدون، مردی برای انجام کار بزرگ و مهمی آماده و مصمم شد.
هوش مصنوعی: کرگساران مازندران، همان کسانی هستند که آن قهرمان را به ضرب گرزی سنگین از پای درآوردند.
هوش مصنوعی: هزار و صد و شصت دیو وحشتناک وجود داشتند که هر کدام مانند شیر درنده و وحشی بودند.
هوش مصنوعی: در دنیای کرگساران، بزرگان با افتخار و شجاعت زندگی میکنند و شخصیتهای برجستهای دارند.
هوش مصنوعی: همه به دام افتادند و در زیر سلطه او زندگی میکنند و در حقارت به سر میبرند.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به این اشاره دارد که انسان، با هر نوع خطر یا چالشی مواجه شود، باید شجاعت و قدرت مقابله با آن را داشته باشد. چه با موجودات خطرناک و وحشتناک، چه با موقعیتهای دشوار و استرسزا، باید آماده و مقاوم بود.
هوش مصنوعی: یک مرد شجاع و دلیر در میدان جنگ قرار دارد که بر او گرد و غبار نبرد نشسته است.
هوش مصنوعی: اکنون در این سرزمین تو نشانههایی از حضور اسب و اثرات آن را مشاهده میکنی.
هوش مصنوعی: در سرزمین چین، خویشاوندان ضحاک با خنجر تیرهای بر چهره زمین ضربه زدند و آن را آلوده کردند.
هوش مصنوعی: نریمان که از خاندان سام است و سوار کار است، هنوز آوازهاش در سرزمینها شنیده میشود.
هوش مصنوعی: در دنیا کسی نبود که بتواند با گرشسب، قهرمان بزرگ، در جنگ مبارزه کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درباره کارهای آن شخص مشهور صحبت کنم، به قدری زیاد است که نمیتوان همه آنها را شمرد.
هوش مصنوعی: تاجور از ویژگیهای مردی با هنر و قابلیتهای بالا آگاه شده بود.
هوش مصنوعی: با من ترس چه کرد؟ آن دلاور با شمشیر ظلم چه کارها که نکرد!
هوش مصنوعی: اکنون این جوان از نسل افرادی است که خردمند و با شرافت هستند و بر ویژگیهای نیک خود افتخار میکنند.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر توصیف زیبایی یک فرد را با مقایسه او با ماه و سرو بیان کرده است. چهره او مانند ماه زیبا و روشن است و قامت او بلند و خوش فرم مثل سرو. اما در عین حال، بدن او لباسی کهنه و فرسوده به تن دارد و در حرکت و رفتارش مانند پرندهای چابک و آزاد است. این ترکیب نشاندهنده تضاد بین زیبایی ظاهری و وضعیت واقعی اوست.
هوش مصنوعی: دو بازوی او مانند پای قوی و نیرومند فیل است و به خاطر شهرت و آوازهاش، نیل نیز به حرکت در میآید.
هوش مصنوعی: منظور این بیت این است که هنر، با ویژگیها و ریشههای خاص خود، به تو، ای پادشاه، نزدیک است و این ویژگیها را برای تو بیان کردم.
هوش مصنوعی: در واقع، او یکی از صدهاست و هیچ کس در جهان به شهرت او نمیرسد.
هوش مصنوعی: وقتی فرطروش این حرف را شنید، عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت و به خاطر آن رفتار هوشمندانهای که دیده بود، در دلش احساساتی بوجود آمد.
هوش مصنوعی: شاه آرزوی دیدن چهرهای از آن کسی را داشت که نامی بزرگ و مشهور دارد.
هوش مصنوعی: وقتی باد شب به وزیدن آمد و چهره خورشید را پنهان کرد، چادر شب به دور آن جمع شد.
هوش مصنوعی: یک دیو بزرگ از جهان نمایان شد و به ناگاه از دید همه ناپدید گردید.
هوش مصنوعی: هر کس با دلی سالم و شاداب راه خود را پیش میگیرد، مانند این که صبح روشن، چهره روز را پاک کرده باشد.
هوش مصنوعی: یک تیغ طلایی و درخشان عالم را تسخیر کرد و به واسطه آن تیغ، جهان را تحت کنترل خود درآورد.
هوش مصنوعی: سیاه دیو به نزد شاه آمد و سپاه دلیران ایران را دید.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر گفتگویی با شاه است که او را به عنوان فردی با بصیرت، هوش و تدبیر توصیف میکند. در واقع، گوینده به شاه احترام میگذارد و او را آگاه و دانا میداند.
هوش مصنوعی: در این شهر زندگی کردن برای ما که مقام بالایی داریم، بسیار دشوار و آزاردهنده شده است.
هوش مصنوعی: اکنون باید نامهای بنویسیم که در آن به خوبی و نیکی صحبت کنیم، مانند حوریانی از بهشت.
هوش مصنوعی: هر کار بزرگی و با تدبیری که انجام میدهی، باید متناسب با شان و شخصیت تو باشد و به حقوق و خواستههای دیگران احترام بگذاری.
هوش مصنوعی: شهریار به او پاسخ داد که ای سرور نیکدل و مشهور.
هوش مصنوعی: امروز دوباره منتظرم تا بتوانم به نامهات پاسخ دهم.
هوش مصنوعی: با خوشحالی به ایوان بیا و از رفتن به هیچ وجه یاد نکن.
هوش مصنوعی: ما برای ارتباط با او تدبیر کردهایم و از دلنگرانیهای بیگانگی رها شدهایم.
هوش مصنوعی: آن دیو سیاه سخن را شنید و با نامآوران به سمت کاخ تفت رفت.
هوش مصنوعی: دلیران دور هم جمع شدند و با هم نوشیدنی تازهای خوردند و چهرهی غمگینی را فراموش کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.