سپه را برانگیخت شیروی گرد
بر ایشان هم از گرد ره حمله برد
بزد بر سپاه مهارک سپاه
یکی رود خون خاست زآوردگاه
سپه را به یک حمله از جا بکند
به دروازه شهرشان درفکند
فراوان ز هندو سپه کشته شد
ز کشته در شهر چون پشته شد
مهارک چو افکند خود را به شهر
ز بیشی نمودن غم آمدش بهر
ببستند دروازه شهر تنگ
ز باره فراوان ببارید سنگ
سپهدار شیر یل نامجوی
ندید ایستادن به دروازه روی
سپاه از در شهر بیرون کشید
بیامد سوی دشت و هامون کشید
کس از شهر بیرون نیامد به جنگ
به مردی نجستند و هم نام و ننگ
خردمند شیروی آزاده مرد
به سوی فرامرز یل نامه کرد
نویسنده را خواند نزدیک خود
بدو گفت ای موبد پر خرد
چنان چون سزای جهان پهلوان
یکی نامه بنویس در دم روان
نخستین که بر نامه بنهاد دست
سر نامه بر نام یزدان ببست
ازآن پس فراوان ستایش گرفت
فرامرز یل را نیایش گرفت
به جنگ مهارک به روز نخست
به دروازه شهر کو راه جست
کنون شهر کشمیر دارد حصار
ندارد همی مایه کارزار
من ایدون در شهر دارم نشست
مگر بد سگال آیدم پیش دست
اگر رای بیند جهان پهلوان
سوی شهر کشمیر پیچد عنان
که من درگمانم که در شهر چین
پر از لشکر و پر سلاح گزین
بدین مایه لشکر نیاید به جنگ
همان بوم و بر از عدو هست تنگ
کنون بر هیونی بکردار باد
فرستاد زی گرد فرخ نژاد
وز آن سو به روز چهارم پگاه
چو خورشید از گرد شد لاجورد
برون برد از شهر مردان کار
سوی رزم شیرو ده و دو هزار
سپهدار شیروی با هوش و هنگ
شتابش بیامد به جای درنگ
چنان دان که سالار با هوش و تاب
کجا بازداند درنگ از شتاب
به هوشی شکیب و جوانی خرد
سر بخت دشمن به چنگ آورد
بدین سان همی بود شیروی گرد
سپه را به تیزی سوی کس نبرد
ولیکن برابر صفی برکشید
بدان تا که دشمن به جا آورید
نبودش مر آن رزم را آرزوی
مگر پهلوان در رسد اندروی
وز آن سو فرامرز با رای هند
بیامد به قنوج از راه سند
به شهر اندر آورد رای برین
چنان چون سزا بود با آفرین
به مردیش بنشاند بر تخت عاج
نهادش به سر بر دل افروز تاج
مسخر شدش بوم هندوستان
برو راست شد ملک جادوستان
به رامش نشستند با فرهی
برآراسته بزم شاهنشهی
شب و روز با گور و نخجیر و می
همه شادمانی فکندند پی
فرستاده ای کرد شیرو به شب
به نزد فرامرز شد با ادب
چو آن نامه را بر فرامرز داد
سپهبد روانی به خواننده داد
ز شیرو چو آگاه شد پهلوان
ز رامش سوی جنگ شد در زمان
نباید که با رامش و رود و می
نشیند ورا دشمن آید ز پی
بدان گه نشین خرم و شادمان
که نبود ز گیتی به دشمن نشان
همانگه بفرمود تا کوس جنگ
ببستند بر اسب و بر پیل تنگ
چو آمد به گوش سپه بانگ کوس
شد از گرد رخسار مهر آبنوس
چو شبرنگ مه لعل در زین کشید
در ابرو ز خشم اندرون چین کشید
همی راند روز و شبان با شتاب
چو اندر هوا مرغ و ماهی در آب
ز منزل شبانگه چو برداشتی
دو منزل ز یک روز بگذاشتی
چنان در شب تیره کردی گذر
که از نامده روز رفتی به در
همی تاخت زین گونه شیر ژیان
نخورد و نیاسود روز و شبان
چو تنگ اندر آمد به شیروی گرد
هم از گرد ره بر عدو حمله برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، جنگی بین سپاهی به رهبری شیرو و سپاه هندو به فرماندهی مهارک در میگیرد. شیرو با شجاعت و تیزحالی به یاری سپاه خود میشتابد و به سرعت بر دشمن حمله میکند. در این نبرد، خون زیادی ریخته میشود و سپاه هندو به شدت آسیب میبیند. پس از آنکه مهارک به شهر پناه میبرد، دروازه شهر بسته میشود و شیرو تصمیم میگیرد به فرامرز، پهلوان دیگر، نامهای بفرستد تا وضعیت را به او گزارش دهد.
فرامرز از نامه باخبر میشود و به جنگ میرود. او بر تخت شاهی نشسته و حکومتی در هند برقرار میکند. در نهایت، شیرو به او پیامی میفرستد و فرامرز دوباره به میدان جنگ میرود تا از دشمنان دفاع کند. داستان به توصیف شجاعتها و همراهیهای این دو پهلوان پرداخته و بر اهمیت اتحاد و مبارزه در برابر دشمنان تأکید دارد.
هوش مصنوعی: سپه را به حرکت درآورد و غباری از گرد و غبار بر روی آنها روانه کرد.
هوش مصنوعی: سپاه مهارک به سمت دشمن حمله کرد و در نتیجه، رودخانهای از خون در میدان جنگ جاری شد.
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان سپاه را با یک حمله از جا کند و به دروازه شهرشان برساند.
هوش مصنوعی: در شهر، کشتههای بیشماری از هندوها به زمین افتاده و مانند تودههای بزرگ جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که او خود را به شهر رها کرد، از شدت غم و اندوهی که داشت، احساس ناراحتی و پریشانی کرد.
هوش مصنوعی: دروازههای شهر به دلیل بارش سنگهای فراوان بسته شد و ورود و خروج به شهر محدود شد.
هوش مصنوعی: فرمانده دلاور و شجاعی به نام یل، در کنار دروازه حضور داشت و از ایستادن در آن مکان پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: ارتش از دروازهٔ شهر خارج شد و به سمت دشت و زمینهای وسیع رفت.
هوش مصنوعی: هیچ کس از شهر بیرون نیامد تا بجنگد و برای شجاعت خود به سراغ نام و اعتبار نرفتند.
هوش مصنوعی: یک مرد عاقل و آزاد، نامهای به سوی فرامرز یل فرستاد.
هوش مصنوعی: نویسنده را به نزد خود احضار کرد و به او گفت: ای فرد نیکو اندیش و دانا.
هوش مصنوعی: به مانند اینکه برای پهلوان بزرگ جهان، یک نامهای در لحظهای حساس و حیاتی بنویسید.
هوش مصنوعی: نخستین کسی که آغاز به نوشتن کرد، دستش را بر روی کاغذ گذاشت و نام خدا را نوشت.
هوش مصنوعی: پس از آن، فرامرز به شدت مورد ستایش قرار گرفت و مردم برای او دعای خیر کردند.
هوش مصنوعی: در نبرد مهارک، در روز اول، راهی را به سمت دروازه شهر جستجو کرد.
هوش مصنوعی: شهر کشمیر اکنون دیوار و حفاظی ندارد، اما همچنان محلی برای جنگ و نبرد است.
هوش مصنوعی: من در این شهر نشستهام، ولی نگرانم که ناخواسته به چیزی یا کسی که نباید برسم.
هوش مصنوعی: اگر خبر بیفتد که قهرمان بزرگ به سوی شهر کشمیر میرود، همه توجهها به او جلب میشود و مردم دور او جمع میشوند.
هوش مصنوعی: من در خیال خود تصور میکنم که در شهر چین، پر از نیروهای نظامی و سلاحهای فراوان است.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که با این حجم کم از نیرو و توانایی، حتی لشکری هم قادر به جنگیدن نیست و تنها به همین سرزمین خود توجه دارد، چرا که از دشمن در تنگنا است.
هوش مصنوعی: اکنون بر کسی که کردار نیک دارد، باد را فرستاد از میان افرادی که خوشبخت و نیکو زاده هستند.
هوش مصنوعی: و از آن طرف، در روز چهارم صبح، هنگامی که خورشید از میان گرد و غبار برآمد، آسمان رنگ لاجوردی به خود گرفت.
هوش مصنوعی: مردان کار، از شهر بیرون رفتند تا به جنگ با شیر و دوالهها بروند.
هوش مصنوعی: سردار شیروانی با intelligence و سرعتش به سرعت آمد و درنگ نکرد.
هوش مصنوعی: بدان که یک رهبر با inteligencia و استقامت، به خوبی میداند کجا باید سرعت را افزایش دهد و از درنگ جلوگیری کند.
هوش مصنوعی: با درایت و صبر و جوانی هوشمند، میتوان به موفقیت و تسلط بر دشمان دست یافت.
هوش مصنوعی: این گونه است که شیر، در دل سپاه با شجاعت و تیزی به سمت کسی حمله نمیکند.
هوش مصنوعی: اما سدی محکم و قوی برابر آن بکشید تا بتوانید دشمن را به عقب بررانید.
هوش مصنوعی: آن جنگ را آرزویی نیست مگر اینکه پهلوانی در آن حضور یابد.
هوش مصنوعی: فرامرز با تدبیر و حکمت هند از سمت دیگر به قنوج آمد و از مسیر سند حرکت کرد.
هوش مصنوعی: با فکر و نظری که در شهر مطرح شد، به صورتی که شایسته و مناسب بود، مورد تشویق و تمجید قرار گرفت.
هوش مصنوعی: او را به مقام و جایگاه بزرگی نشاند و تاجی زیبا بر سرش گذاشت که چهرهاش را درخشانتر کند.
هوش مصنوعی: هندوستان به طرز عجیبی تحت تاثیر قرار گرفت و جادوگرانش به طرز غیرمنتظرهای به حقیقت پیوستند.
هوش مصنوعی: در یک جشن و میهمانی باشکوه، همه در کنار هم نشستهاند و با شادی و خوشحالی از زیباییها و ظرافتهای آن محیط لذت میبرند.
هوش مصنوعی: در شب و روز، با شادی و خوشی، زندگی را در کنار مرگ و شکار و نوشیدنی سپری کردند.
هوش مصنوعی: شیرو فرستادهای را به سمت فرامرز فرستاد و او با ادب و احترام به او برخورد کرد.
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه را به فرامرز داد، سپهبد یک روحیه و احساس خاصی به خواننده منتقل کرد.
هوش مصنوعی: وقتی پهلوان از شیرو باخبر شد، به سمت جنگ رفت و آماده نبرد شد.
هوش مصنوعی: نباید کسی که در حال لذت و خوشی است، برآشفته شود؛ زیرا دشمن ممکن است از این آرامش سوءاستفاده کند.
هوش مصنوعی: زمانی را در نظر بگیر که با خوشحالی و آرامش زندگی میکنی، چرا که در دنیا نشانهای از دشمنی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در همان لحظه فرمان داد تا طبل جنگ را بزنند و جنگجویان بر اسب و فیل ها سوار شوند.
هوش مصنوعی: هنگامی که صدای طبل به گوش رسید، از زیبایی چهرهاش مانند چهرهی ماه، نشانهای نمایان شد.
هوش مصنوعی: زمانی که شبرنگ (اسب) مانند مه درخشان و لعل (جواهر قرمز) در زین خود را زیبا میسازد، ابرویش را به خاطر خشم به طرز خاصی چیندار میکند.
هوش مصنوعی: روز و شب با سرعت در حال گذر هستند، مانند پرندهای که در آسمان پرواز میکند و ماهیای که در آب شنا میکند.
هوش مصنوعی: هنگامی که از خانه در شب خارج میشوی، به سرعت میتوانی مسافتی طولانی را در یک روز طی کنی و به مقصد برسی.
هوش مصنوعی: تو به قدری در دل شب تاریکی پیش رفتی که حتی روز هم نتوانست تو را ببیند و از تو عبور کرد.
هوش مصنوعی: او با قدرت و شجاعت همچون شیری بیمانند، نه در آرامش استراحت میکند و نه در طول شبانهروز آرامش را میشناسد.
هوش مصنوعی: زمانی که ایجاد فشار و تنگنایی به وجود بیاید، همگان در کنار هم جمع میشوند تا به تسخیر دشمن بپردازند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.