گنجور

 
ناصرخسرو قبادیانی
 

سپاس مر پدید آرنده چیز را به از چیز پیش از مکان و زمان ، و آفریننده از آن چیز سرمایه جهان را ، که اوست خداوند زمان و مکان و صنعت اوست مرورا عالم روحانی که پدید آمدن آن بهم است با زمان و مکان. و دوم از کارکرد اوست عالم افزونی پذیر از عنصر و ارکان که اندر حصار مکان است و زیر زمان. سپاس خویشتن شناسان . بندگی اندر سوم حصار ازحصارهای آفرینش . و سپاس رهایش جویان ازین زندان تاریک و گذشتن ازین راه بلند او گرد گرفته است مرکل جسمها را تا از یک روی اوهام اندر جسمهاست . پاکا خدایا که مبدع او پادشاه بندگان است ، و مخلوق او خازن مکان و زمان است، و باریک شکرمرورا ، شکر افزونی جویندگان از نعمت و گروندگان بندگی پیوستگان بنور وحدت از دریای وحشت و بیابان شک و شبهت .

و درود بر صبح روشن عالم دین و روز رحمت رب العالمین ، و باروی جسد حکمت و بار درخت نعمت و در گشاده جنت و پوشیده صورت حکمت زیر چادر شریعت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم دریای رحمت رحمان رو راه بان بر اهل طاعت و عصیان ، خداوند حوض و شفاعت و پشت و پناه اهل طاعت . درودی که که در همسایگی او ما را جای دهد، جایی که جایگیر آن بدان از بند جسد و زندان طبیعت برهد. و پس ازو درودی پاک از غش و خیانت اندر لباس دیانت و حلیت صیانت بر مغرب نور یزدان و بخشش کن درکات نیران و درجات جنان ، خداوند بیان و برهان،، و دستگیر راه جوی، و کتاب سخنگوی، مر حکماء راه حکیم، و مطیعان را نعیم و عاصیان را جحیم و او خود مسکین ایستاده اندر دین بجای یتیم ( اعنی علی مرتضی) و بر فرزندان او بار خدایان خلق هر یک اندر روزگار خویش، و عالم را از ایشان خالی نه از پس و پیش ،و درود امیدوار بر هریک ازیشان، پس یکدیگر تا روز محشر بر میعاد ایزد دادگر.