مصفا سینه را چون مهر انور می توان کردن
به همت مشت خاک خویش را زر می توان کردن
جفاهای تو را طغرای دفتر می توان کردن
ز بیداد تو با دل شکوه یی سر می توان کردن
شکایت گونه یی زان دست و خنجر می توان کردن
محبت با تو حاجتمند کرده سینه ریشان را
نمی پرسی تو از نامهربانی درد کیشان را
به گوشت زلف می گوید سراسر حال ایشان را
فراهم کن یکی اوراق دلهای پریشان را
اگر طلعت نخواهد باز ابتر می توان کردن
بلای جان بود عشاق را رخساره رنگین
ز مجنون رفت عقل و وز زلیخا دور شد تمکین
به خسرو کوهکن می گفت ای شاه کرم آئین
مگو تلخ است خون اهل دل شاید بود شیرین
دم تیغی به رسم امتحان تر می توان کردن
شبی از سوز دل آتش زدم چون گل به پیراهن
به سیر باغ بیرون آمدم از گوشه گلخن
به مرغان گلستان ساختم آن نکته را روشن
به شرع دوستی گلبرگ نتوان چید در دامن
ولی چندان که خواهی خاک بر سر می توان کردن
مه من چند باشند از غمت یاران به تاب و تب
شده در انتظارت مردمان را چشم چون کوکب
شنو این نکته را از سیدا ای شوخ شکر لب
اگر یک قطره خون از دیده طالب چکد امشب
به خون صد شهید غم برابر می توان کردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر با مقایسه سینه مانند گل و محبت با خاک، توصیفی از شکوه و جفاهای محبوب ارائه میدهد. او از بیمحبتی و درد دل عاشقان میگوید و به فقدان توجه محبوب اشاره میکند. همچنین، در دل پردرد عاشقان، زیبایی محبوب را میستاید و در نهایت به عمق حزن و اندوه ناشی از عشق اشاره میکند. شاعر پیشنهاد میکند که در غم و درد، انسان میتواند تحمل کند و حتی از رنج خویش نیز بهرهبرداری نماید. در این شعر، عشق به عنوان دوای درد و همچنین بلای جان معرفی شده است.
هوش مصنوعی: با تلاش و اراده انسان میتوان دل را پاک و روشن کرد، همانطور که میشود از خاک خویش طلا ساخت.
هوش مصنوعی: میتوان شکایت و گلایه از ظلم و ستمهای تو را به عنوان یک نشانه در کتب ثبت کرد، اما دل شکستهام نمیتواند این درد را نادیده بگیرد و فقط با سخن میتوان دربارهاش حرف زد.
هوش مصنوعی: میتوان از دست و خنجری که در ناز و نیاز وجود دارد، شکایتی از نوع خاصی را بیان کرد.
هوش مصنوعی: عشق و محبت به تو باعث شده که دلهای مجروح و رنجیده نتوانند به راحتی درخواست کنند. تو اما از بیمحبتی و درد آنها هیچ سوالی نمیکنی.
هوش مصنوعی: زلفت به من میگوید که باید همه چیز را برای حال و هوای آنها آماده کنم، تا صفحات دلهای بیقراری را بنویسم.
هوش مصنوعی: اگر چهره ی زیبایی نخواهد، میتوان به سادگی او را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و رنگین محبوب، برای عشقورزان مانند بلای جان است. عشق مجنون را از عقل دور کرده و زلیخا نیز، با زیباییاش، از توانایی و اختیار دور ساخته است.
هوش مصنوعی: به خسرو کوهکن میگفت: ای شاه بزرگوار، از گفتن سخنان تلخ پرهیز کن، زیرا ممکن است درد دلها و غمهای مردم را با عشق و محبت شیرین کنی.
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان با برش یا آزمایش، نازکی و ظرافت را نشان داد.
هوش مصنوعی: یک شب از شدت ناراحتی و دلمشغولی مانند گلی که در آتش میسوزد، پیراهنم را به آتش کشیدم و از گوشه اتاقم خارج شدم تا به باغ بروم.
هوش مصنوعی: من به پرندگان باغ گل آن نکته را فهماندم که بر اساس اصول محبت، نمیتوان گلبرگها را از دامن گلها چید.
هوش مصنوعی: اما هرچقدر که بخواهی میتوانی خود را ناامید کرده و به دیگران آسیب برسانی.
هوش مصنوعی: چند نفر از دوستانم به خاطر غمت در حال تب و تاب هستند و مردم در انتظار تو مانند ستارهها چشم به راهاند.
هوش مصنوعی: ای شوخ خوشلب، به این نکته توجه کن که اگر امشب حتی یک قطره اشک از چشمان عاشق بریزد، چه تاثیری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: با خون هزاران شهید میتوان برابر شد و تسلی جست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.