بهار معدلت سبحانقلی خان
بخار از مقدم او شد گلستان
چه شد صاحبقران ملک اقبال
چه شده آئینه خورشید تمثال
به ذاتش فتح و نصرت آفرین گوی
ز تیغش آبرو را آب در جوی
بساط خرمی رخت مقامش
بهشت عافیت دارالسلامش
به دورش جام عشرت مجلس افروز
به عهد او بود هر روز نوروز
فروغ گوهر ذاتش نجابت
چراغ خاندان او سیادت
به کنعان کرم یعقوب جاهی
به مصر جود یوسف دستگاهی
محیط از بهر احسانش حبابی
بود آب گهر موج سرابی
به ملک آستینش چین خیالی
به روی کشور او هند خالی
از او تا گشته روشن چشم دوران
پریده سرمه یک میل از صفاهان
به مظلومان بود عدلش رعایت
کمر بربسته شاه ولایت
دلش کوه است اما کان حلم است
اگر دریا بود دریای علم است
بیا بوس جلوس شاه دوران
بنا کردند تختی چون سلیمان
به فرمان شه جمشید اورنگ
تراشیدند تختی از دل سنگ
چه تخت افلاک باشد پایه او
زمین آسوده زیر سایه او
تجلی ریخته مهتاب رنگش
ز کوه طور آوردند سنگش
شود چشم از تماشایش مزین
چو سنگ سرمه جان اوست روشن
چو کوه بیستون گردید بر پا
عروس اوست معراج تماشا
ز کوه قاف نتوان حرف گفتن
بود در پیش او سنگ فلاخن
ازو گاو زمین در دادخواهی
نهاده سینه را در پشت ماهی
به روی تخت شاه عمر جاوید
نماید چون ز کوه نور خورشید
شه عالی به روی تخت امکان
بود چون لعل در کوه بدخشان
فلک بر دوش خود افگنده رختش
زمین کفشی بود بر پای تختش
شکوه بخت او را نیست حدی
به یأجوج حوادث بسته سدی
به بالایش بود از رفعت ایوان
بلندی را رسیده سد به کیوان
چه ایوان در پناهش قصر شیرین
ستون او بود بهرام چوبین
چه ایوان بر کواکب آسمانی
ستون اوست خط کهکشانی
منقش چون سپهر پر ز انجم
ره نظاره از جوش نظر گم
از رفعت گر کند بر چرخ دعوا
ستونهایش گواه پای بر جا
ز دیوارش گریزان بیمداری
ستون او علم بر پایداری
چو بست ایوان شه را عدل آئین
ستونش شد ستون خانه دین
ستون او ستون آسمانست
دروغی نیست جای راستانست
چو شاخ گل ستون اوست رنگین
ندیده کس چنین بنیاد سنگین
چمن طفلی در آغوش فزایش
نسیم گل هوادار هوایش
گل خورشید از وی دست معمار
ز رنگ او مصور نقش دیوار
منقش سقف او چون بال طاووس
در او گردون معلق همچو فانوس
چو شه در زیر ایوانش ستون کرد
فلک در خدمت آمد پاستون کرد
بزرگان را در این مأواست مسکن
نگهبان ستونهایش چهل تن
فلک تا صفه او کرد تعمیر
درو اصحاب صفه شیر و نخچیر
همه با عقل و دانش ذوفنونی
بنای ملک را هر یک ستونی
دو صفه از دو جانب بار بر دوش
کشیده ربع مسکون را در آغوش
بود فرش زمینش نقره زر
غبار اوست رشک مشک و عنبر
بود صحنش بهشت پر ز نعمت
بسایل خیر مقدم کوی عشرت
بیا ساقی که بزم شهریار است
نشاط انگیز چون فصل بهار است
به دست سیدا ده جام سرشار
کند از جان دعای شاه تکرار
خدایا ذات این شاه جوان بخت
بود تا حشر بر پا بر سر تخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر "بهار معدلت سبحانقلی خان" توصیفگر شخصیت والای سبحانقلی خان و ویژگیهای اوست. شاعر با زبانی زیبا و دلنشین، او را به عنوان یک پادشاه با انصاف، شجاعت و علم معرفی میکند. در این شعر، به شکوه و جلال باغوبهشت روحانی که در دوران سلطنت او برقرار است اشاره شده و او را معراج نگاه و شادی میداند.
شاعر به مقایسههای هنرمندانهای پرداخته، او را با شخصیتهای تاریخی چون یعقوب و یوسف مقایسه میکند. همچنین ساختار خیالی ایوان و تخت سلطنتی او به زیبایی توصیف شده و به وفور نعمتها و خوشبختیهایی که در دوران او وجود دارد، اشاره میکند.
در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که این پادشاه جوان بخت، تا همیشه بر سر تخت سلطنت باقی بماند. این شعر با تأکید بر ویژگیهای نیکو و عدالتمحورانه او، به تجلیل از شخصیت و دستاوردهای رهبریاش میپردازد.
هوش مصنوعی: بهار با جلوههای زیبا و دلنواز خود شبیه به بهار است، و در واقع با آمدن او، مثل این است که باغی پر از گلها و زیباییها را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده است که پادشاه بزرگ و صاحب قدرت، حالا افسرده و بیفروغ به نظر میرسد؟ گویا چهرهاش مانند آینهای است که نور خورشید را بازتاب نمیکند.
هوش مصنوعی: به خود او پیروزی و کمک را تبریک بگو، زیرا قدرت و شمشیر او باعث حفظ آبرو و اعتبار در جامعه است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شادی و خوشی در کنار اوست و جایی که او حضور دارد، مثل بهشت و آرامش است. در واقع، این بیانگر حالتی است که زندگی در کنار محبوب یا کسی که دوستش داریم، بسیار زیبا و خوشایند است.
هوش مصنوعی: برای او که در کار خوش گذرانی بود، هر روز به مانند روز نو و تازهای میدرخشید.
هوش مصنوعی: نور و درخشش حقیقت وجود او نشانهی نجابت و اخلاق پسندیدهاش است، و روشنایی شرافت خانوادهاش بیانگر مقام و منزلت آنهاست.
هوش مصنوعی: در اینجا به دو مکان مهم اشاره شده است. یکی کنعان است که به دلیل ارتباط آن با یعقوب و داستان او با کرم و نعمتخداوند و دیگری مصر که به خاطر جود و سخاوت یوسف معروف است. به طور کلی، این بیت به موقعیت ویژه و نعمتهایی که در این دو مکان وجود دارد، پرداخته است. کنعان برای یعقوب و خانوادهاش محلی پر از رحمت و نعمت است و مصر به واسطه یوسف به عنوان جایی پر از برکت و سخاوت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: محیط به خاطر خوبیها و نیکیهایش همچون حبابی از آب و جواهر به نظر میرسد، اما در واقع تنها یک سراب است.
هوش مصنوعی: در آستین این پادشاه، آرزویی است که بر روی سرزمین او، مانند هندوستان، خالی و بیثمر مانده است.
هوش مصنوعی: چشم زمان به نور او روشن شده و سرمه از دوری به صفاهان پرواز کرده است.
هوش مصنوعی: شاهی که به مظلومان توجه دارد و عدالت را رعایت میکند، به دور از ستم و ظلم است و برای حفاظت از حقوق ایشان آمادهای در کنار آنها ایستاده است.
هوش مصنوعی: دل او مانند کوهی محکم و استوار است، اما جایی برای حلم و بردباری دارد. اگر او دریا بود، دریای علم و دانش میبود.
هوش مصنوعی: بیا و در کنار هم بنشینیم، مانند شاه سلیمان، سلطنتی برپا کردهاند و تختی زیبا برای ما ساختند.
هوش مصنوعی: به دستور شاه جمشید، تختی از سنگ را با مهارت و هنر بسیار تراشیدند.
هوش مصنوعی: پایه و اساس امور چه در آسمانها باشد، زمین در زیر سایهاش آرام و آسوده است.
هوش مصنوعی: نور ماه درخشان و زیبا بر روی کوه طور تابیده و سنگی از آنجا به زمین آوردهاند.
هوش مصنوعی: چشم از تماشای او زیبا میشود، همچنان که سنگ زینت مییابد؛ چرا که زندگی او مانند سرمه، جان و روشنی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که کوه بیستون به صورت استوار ایستاده است، عروس او همان معراج زیبایی و تماشای دیدنیهاست.
هوش مصنوعی: نمیتوان در برابر کوه قاف سخن گفت، چرا که او مانند سنگی سخت و غیرقابل نفوذ است.
هوش مصنوعی: افراسیاب به زمین مکیده و سر در سینهاش گذاشته است تا از ماهی دفاع کند.
هوش مصنوعی: بر روی تخت سلطنت، عمر جاوید چون پرتو خورشید از کوه برمیخیزد.
هوش مصنوعی: پادشاه عالیقدر مانند لعل گوهر در کوهستان بدخشان، بر تخت قدرت نشسته است.
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت بر دوش آسمان قرار گرفته است و زمین مانند یک کفش زیر پای سلطنت آن است.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت سرنوشت او هیچ حد و مرزی ندارد و حوادث پیاپی همچون یأجوج، نمیتوانند مانع او شوند.
هوش مصنوعی: این بیت به بلندای آسمان و عظمتی که در آنجا وجود دارد اشاره میکند. در واقع، سخن از این است که ایوان بسیار بلندی وجود دارد که به آسمان نزدیک شده و به نوعی در برابر کیوان (سیاره زحل) قرار گرفته است. این تصویرسازی میتواند نمادی از اقتدار و بزرگی باشد که با بلندی ایوان نمایان شده است.
هوش مصنوعی: بهرام چوبین، که به قدرت و شکوه معروف بود، در اوج قدرتش به مانند یک قصر زیبا و محکم در کنار ایوانی قرار داشت که از او حفاظت میکرد.
هوش مصنوعی: ایوانی که زیر سقف آسمانها قرار دارد، ستونش از کهکشانهاست.
هوش مصنوعی: چشمم مانند آسمان پر از ستاره است و به خاطر شور و اشتیاقی که دارم، در دیدن زیباییهای اطرافم غرق شدهام و گاهی نمیتوانم آنچه را که میبینم به درستی تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: اگر انسان با قدرت و عظمت خود در آسمانها دعوایی کند، پایههای ثابت آن، گواهی بر استواری و پایداری او خواهند بود.
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و آسیبپذیری در ساختار، دیوار او را ترک کرده و بر ثبات و استحکام او تکیه میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که انصاف و عدالت در حکومت برقرار شود، ایوان و بنیانی برای دین و ایمان نیز استحکام پیدا میکند.
هوش مصنوعی: ستون او مانند ستونی برای آسمان است و این حقیقتی است که به هیچ وجه کذب نیست؛ او در جایی قرار دارد که راستگویی و درستی در آنجا حاکم است.
هوش مصنوعی: چون شاخ گلی، قامت او زیبا و رنگین است، کسی مثل او را با این پایه و بنیاد محکم ندیده است.
هوش مصنوعی: دشت مانند کودکی است که در آغوش نسیم نوازش میشود و به دوستی و حمایت گلها نیاز دارد.
هوش مصنوعی: گل خورشید به دست هنرمند، تصویر زیبایی از رنگ او بر دیوار نقش بسته است.
هوش مصنوعی: سقف آن مکان به زیبایی بالهای طاووس آراسته شده است و در آسمان، مانند یک فانوس معلق و روشن میدرخشد.
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه در زیر ایوانش استراحت میکند، جهان به خدمت او میرسد و برایش پا بر زمین میساید.
هوش مصنوعی: مردان بزرگ در این محل سکونت دارند و نگهداری از آنجا بر عهده چهل نفر است.
هوش مصنوعی: در آسمان تا زمانی که محل او را آباد کرد، یاران او مانند شیران در جستجوی شکار و تغذیه هستند.
هوش مصنوعی: همه با استفاده از عقل و دانش خود، هر کدام به نوعی در ساخت و پیشرفت کشور سهم دارند.
هوش مصنوعی: دو صفحه از دو سمت، بار سنگینی را بر دوش دارند و سرزمینهای مسکونی را در بر گرفتهاند.
هوش مصنوعی: زمین او با فرشی از نقره و طلا آراسته است و گرد و غبارش به اندازه مشک و عنبر گرانبهاست.
هوش مصنوعی: دوران جوانی او مانند بهشتی پر از نعمت و خوشی است، جایی که همه چیز برای خوش آمدگویی و لذت فراهم شده است.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، که جشن و میگساری مانند شادی و سرزندگی فصل بهار است.
هوش مصنوعی: به دست سیدا، جامی پر از جان میشود که دعای شاه را مدام تکرار میکند.
هوش مصنوعی: ای خدا، این پادشاه جوان را با سعادت و خوش شانسی عطا فرما تا در روز قیامت بر تخت سلطنت قرار گیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.