بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام
خاک بر سر می کنم تا از نظر افتاده ام
طوطیم اما ز یک پرواز بیجا ساختن
صد بیابان دور از کان شکر افتاده ام
بر شکست من اگر دوران کمر بندد رواست
از چمن بیرون چو نخل بی ثمر افتاده ام
تا کدامین سو خرامان بگذرد آن شاخ گل
همچو نقش پای در هر رهگذر افتاده ام
نسبتی نبود جگربند مرا با ماه مصر
پیر کنعان نیستم دور از پدر افتاده ام
سیدا باغ بهار خویش را دادم ز دست
چو نسیم صبح در فکر سفر افتاده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس تنهایی و ناکامی خود اشاره میکند. او خود را مانند اشک میداند که بر زمین افتاده و از نظرها دور شده است. با وجود پرواز در دنیای خود، به عواقب ناخواسته آن پی برده و در حسرت زمان و مکان مناسب زندگیاش به سر میبرد. شاعر همچنین به بیثمر بودن زندگیاش و فاصلهاش از مبدأهای موجود خود اشاره میکند. او در این حال و روز، در فکر سفر و دوری از باغ بهار خود است، نشانهای از جدایی و آرزوی بازگشت به روزهای بهتر.
هوش مصنوعی: من به زمین افتادهام و مانند اشکی که از چشم میریزد، غمگین و ناچیز هستم. بر سر خود خاک میریزیم تا نشان دهم چقدر از چشمها و نگاهها دور شدهام.
هوش مصنوعی: من طوطیام اما به خاطر یک پرواز نادرست، از سرزمین شکر دور افتادهام و در بیابانهای بینهایت سرگردان شدهام.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت بر من سخت بگذرد، اشکالی ندارد. من مانند نخل بی میوهای هستم که از باغ خارج شدهام و حالا شکست خوردهام.
هوش مصنوعی: به کجا باید برود آن گل که همچون اثری از پا بر روی زمین در هر گذرگاه افتاده است؟
هوش مصنوعی: من هیچ نسبتی با آن معشوق زیبا ندارم و از خانوادهام دور ماندهام، مثل کسی که در سفر به سر میبرد، اما من به هیچ وجه شبیه آن نیستم که در سرزمین کنعان به سر ببرم.
هوش مصنوعی: در بهار خودم را رها کردم و مثل نسیم صبح در اندیشه سفر افتادهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.