ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شد
کلید قفل لبهای خموش من که خواهد شد
لب لعل خود از پرسیدن احوال من بستی
حریف سرمه آواز گوش من که خواهد شد
به صد جان می خریدم باده از میخانه چشمت
به رویم بستی این در می فروش من که خواهد شد
چو گل در سینه پنهان بود از وصل تو راز من
ربودی دامن از کف پرده پوش من که خواهد شد
به جانم شورشی چون سیدا افگندی و رفتی
تو خود برگو زبان بند خروش من که خواهد شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزلیات سیدای نسفی بیانگر احساساتی عمیق و دردناک عشق است. شاعر از رنجش معشوق میگوید و از بیخبری و خاموشیاش در مورد حال و روز خود مینالد. او به یاد میآورد که چگونه معشوقش با پرسش نکردن از احوالش و بستن درهای محبت، به او آسیب زده است. شاعر احساس میکند که عشق او پنهان و سرشار از شور و التهاب است، اما بیجواب مانده و معشوقش او را ترک کرده است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که پاسخگوی درون خویش باشد و رازهای عشق را برملا کند.
هوش مصنوعی: تو از من ناراحت هستی، ای صیاد، اما کیست که بتواند رازهای درونم را بگشاید و قفل سکوت لبهای من را باز کند؟
هوش مصنوعی: لبهای قرمزت به دلیل پرسیدن احوال من بسته شدند، و همنشین سرمه به من میگوید که چه بر من خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: من با تمام وجودم نوشیدنی را از میخانه چشمان تو می خریدم، اما تو در را به رویم بستی و حالا می پرسم که چه کسی اینجا می تواند به من کمک کند؟
هوش مصنوعی: به مانند گلی که در درون سینهام نهفته است، از پیوند تو راز دل مرا ربودهای. اکنون دامن پردهنشین من را به کنار بزن تا ببینم چه کسی خواهد شد.
هوش مصنوعی: هرچند که با شور و شوق به جانم نفوذ کردی و رفتی، اما اکنون خودت به من بگو که صدای اعتراضی که از من بلند میشود، چه کسی میتواند آن را خاموش کند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.