قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
بی ابر و بیغبار در آن مه نظر کنند
در دانههای شهوتی آتش زنند زود
وز دامگاه صعب به یک تک عبر کنند
از خارخار این گر طبع آن طرف روند
بزم و سرای گلشن جای دگر کنند
بر پای لولیان طبیعت نهند بند
شاهان روح زو سر از این کوی درکنند
پای خرد ببسته و اوباش نفس را
دستی چنین گشاده که تا شور و شر کنند
اجزای ما بمرده در این گورهای تن
کو صور عشق تا سر از این گور برکنند
مسیست شهوت تو و اکسیر نور عشق
از نور عشق مس وجود تو زر کنند
انصاف ده که با نفس گرم عشق او
سردا جماعتی که حدیث هنر کنند
چون صوفیان گرسنه در مطبخ خرد
آیند و زلههای گران مایه جز کنند
زاغان طبع را تو ز مردار روزه ده
تا طوطیان شوند و شکار شکر کنند
در ظل میرآب حیات شکرمزاج
شاید که آتشان طبیعت شرر کنند
از رشک نورها است که عقل کمال را
از غیرت ملاحت او کور و کر کنند
جز حق اگر به دیدن او غمزهای کند
آن دیده را به مهر ابد بیخبر کنند
فخر جهان و دیده تبریز شمس دین
کاجزای خاک از گذرش زیب و فر کنند
اندر فضای روح نیابند مثل او
گر صد هزار بارش زیر و زبر کنند
خالی مباد از سر خورشید سایهاش
تا روز را به دور حوادث سپر کنند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف سفر روحانی و بصیرت پرداخته است. او به اهمیت رهایی از دنیا و بندهای شهوت اشاره میکند و از کسانی که میتوانند با عشق و نور به حقیقت برسند یاد میکند. در این مسیر، شایستگی و ارزش عشق بر هر چیز دیگری برتری دارد و برکات آن جان انسانها را زنده میکند. شاعر همچنین به نقش شمس تبریزی به عنوان الگو و مرشد در این سیر و سلوک معنوی تأکید میکند، و بر تأثیر حضور او بر روح و جان ستایش میکند. در نهایت، غزل به پرتو افکنی عشق و روشنی آن در زندگی میپردازد و از مخاطبان میخواهد که به این مسیر توجه کنند.
هوش مصنوعی: گروهی که با چشم بصیرت و هوشیاری سفر میکنند، بدون اینکه در مسیرشان موانع یا مشکلاتی باشد، به سمت حقیقت و نور را مینگرند.
هوش مصنوعی: در دانههای شهوتی، به سرعت آتش میزنند و به راحتی از دامهای سخت و دشوار عبور میکنند.
هوش مصنوعی: اگر طبع و طبیعت این گروه از عیاشان به سمت آن سو برود، بزم و محفل خوشی در گلشن و جای دیگری برپا خواهند کرد.
هوش مصنوعی: بر پای لولیان، که به معنای مستان طبیعی و عاشقان آزاد است، بندهایی از قید و بندهای حکمرانان تأسیس میشود، یعنی روح شاهان که مقامهای عالی را دارند، از این جهان مادی و محل زندگی خود که همان کوی است، جدا میشوند.
هوش مصنوعی: خرد را به زنجیر بسته و اجازه داده که نفسهای بوالهوس آزادانه عمل کنند و طغیانگری و آشوب به پا کنند.
هوش مصنوعی: اجزای وجود ما در این بدن مادی مردهاند و عشق، که نوعی تصویر و ماهیت الهی است، باید به ما کمک کند تا از قید این بدن رها شویم.
هوش مصنوعی: عشقی که تو داری، مانند اکسیر نوری است که میتواند ویژگیهای زشت و شهوتانگیز را به چیزهای ناب و ارزشمند تبدیل کند. عشق میتواند مس وجود تو را به طلا بدل سازد.
هوش مصنوعی: اینجا از کسی خواسته میشود تا انصاف داشته باشد و بگوید که عشق او (عشق الهی یا محبوب) چگونه گرما و روشنایی را به افرادی که دربارهٔ هنر صحبت میکنند، میبخشد در حالی که آنها به سردی عشق مبتلا هستند.
هوش مصنوعی: چون صوفیان، که به دنبال حقیقت و معنویت هستند، به آشپزخانه خرد (دانش و آگاهی) میآیند و از آن جا مواد باارزش و مهمی را استخراج میکنند.
هوش مصنوعی: ناسازگاران و افراد بدطینت را تو از روزیهای بیارزش و گندیده سیر کن تا مانند طوطیها به شادی و خوشی بپردازند و شکرگذاری کنند.
هوش مصنوعی: در سایهٔ کسی مانند میرآب که جان و زندگی را تأمین میکند، امکان دارد که خاصیت طبیعی انسانها، درخشش و شور و شوقی ایجاد کند و آنها را به سمت خلاقیت و شعلهور شدن هدایت کند.
هوش مصنوعی: عقل کامل به خاطر زیبایی و جذابیت او، به قدری تحت تأثیر قرار میگیرد که نمیتواند دیگر زیباییها را ببیند و درک کند.
هوش مصنوعی: اگر جز خداوند، کسی هم بر دیدن او (شمس دین) تاب و ناز کند، آن چشم را برای همیشه بیخبر از مهر و محبت میسازد.
هوش مصنوعی: شمسالدین تبریزی، که باعث فخر جهان و تماشای خاص است، تنها از خاکش عبور کردن باعث زیبایی و تغییر در زمین میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند مانند شمس دین، که در فضای روح به اوج میرسد، در صورتیکه حتی صد هزار بار هم او را نابود کنند، مشابهت او را پیدا کند.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که سایهٔ خورشید (محبت یا نور وجود او) باید همیشه سرشار باشد و از آن خالی نشود؛ چرا که این نور میتواند در برابر حوادث روزگار، محافظتی ایجاد کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای صاحبی که عطر فروشان خلق تو
مغز نسیم صبح رعاف آشنا کنند
اکسیریان ز دفتر جود تو آیتی
آرند و ناسخ نسخ کیمیا کنند
آشفته زلفکان صبا و شمال را
[...]
قومی که اجتماع به بزم عزا کنند
تا استماع واقعه ی کربلا کنند
هم عرشیان ز بال به خاک افکنند فرش
هم قدسیان به قاتل و سامع دعا کنند
طیر و وحوش ناله ی واویلتا زنند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.