گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هر کجا بوی خدا می‌آید

خلق بین بی‌سر و پا می‌آید

زانک جان‌ها همه تشنه‌ست به وی

تشنه را بانگ سقا می‌آید

شیرخوار کرمند و نگران

تا که مادر ز کجا می‌آید

در فراقند و همه منتظرند

کز کجا وصل و لقا می‌آید

از مسلمان و جهود و ترسا

هر سحر بانگ دعا می‌آید

خنک آن هوش که در گوش دلش

ز آسمان بانگ صلا می‌آید

گوش خود را ز جفا پاک کنید

زانک بانگی ز سما می‌آید

گوش آلوده ننوشد آن بانگ

هر سزایی به سزا می‌آید

چشم آلوده مکن از خد و خال

کان شهنشاه بقا می‌آید

ور شد آلوده به اشکش می‌شوی

زانک از آن اشک دوا می‌آید

کاروان شکر از مصر رسید

شرفه گام و درا می‌آید

هین خمش کز پی باقی غزل

شاه گوینده ما می‌آید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Moein در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۱ نوشته:

معنی بیتِ "ماقبل آخر"، دقیقاً چیست و به چه چیزی می تواند إشاره داشته باشد؟!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.