گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

دود و بویی می‌رسد از عرش غیب

ای نهانان سوی بوی آن پرید

هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند

دود بویش می‌کند آن را سپید

ما ز گردون سوی مادون آمدیم

باز ما را سوی گردون برکشید

همچو مریم سوی خرمابن رویم

زانک خرمایی ندارد شاخ بید

بس کن و از حرف در معنی گریز

چند معنی را ز حرفی می‌مزید

این مزیدن طفل بی‌دندان کند

گر شما مردید نان را خود گزید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

باقی وحید نوشته:

کلمه ی “سوی” فقط در مصرع اول از بیت اول وجود دارد و در دو مصرع بعد، بجای “سوی” میبایست “به” بیاید. در نسخه خطی اصل به همین شکل آمده است(برای توضیحات مربوطه لطفا ایمیل بزنید تا درقالب فایل صوتی برای شما ارسال کنم. در این مورد بخصوص نوشتن رساننده منظور نمیتواند باشد.)

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام