گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

دود و بویی می‌رسد از عرش غیب

ای نهانان سوی بوی آن پرید

هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند

دود بویش می‌کند آن را سپید

ما ز گردون سوی مادون آمدیم

باز ما را سوی گردون برکشید

همچو مریم سوی خرمابن رویم

زانک خرمایی ندارد شاخ بید

بس کن و از حرف در معنی گریز

چند معنی را ز حرفی می‌مزید

این مزیدن طفل بی‌دندان کند

گر شما مردید نان را خود گزید

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

باقی وحید در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۴ نوشته:

کلمه ی "سوی" فقط در مصرع اول از بیت اول وجود دارد و در دو مصرع بعد، بجای "سوی" میبایست "به" بیاید. در نسخه خطی اصل به همین شکل آمده است(برای توضیحات مربوطه لطفا ایمیل بزنید تا درقالب فایل صوتی برای شما ارسال کنم. در این مورد بخصوص نوشتن رساننده منظور نمیتواند باشد.)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.