گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

پرکندگی از نفاق خیزد

پیروزی از اتفاق خیزد

تو ناز کنی و یار تو ناز

چون ناز دو شد طلاق خیزد

ور زان که نیاز پیش آری

صد وصلت و صد عناق خیزد

از ناز شود ولایتی تنگ

در دل سفر عراق خیزد

تو خون تکبر ار نریزی

خون جوش کند خناق خیزد

رو دردی ناز را بپالا

زیرا طرب از رواق خیزد

یار آن طلبد که ذوق یابد

زیرا طلب از مذاق خیزد

یارست نه چوب مشکن او را

چون برشکنی طراق خیزد

این بانگ طراق چوب ما را

دانیم که از فراق خیزد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۴ نوشته:

یار آن طلبد که ذوق یابد
زیرا طلب از مذاق خیزد..
یاد مطلع غزل زیبای دیگری افتادم.. غزلی که زنده یاد نصرت فاتح علی خان با موسیقی و صدای جادویی و دلنشینش آنرا اجرا کرده بود:
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار می گردم....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مسعود در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۱ نوشته:

در پاسخ نادر عزیز:
غزلی که فرمودید (و با صدای دلنشین فاتح علیخان و همایون شجریان بسیار شنیدنی شده) از مولانا نیست. احتمالا یکی از دوستداران مولانا سروده و به نام او تخلص کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مریم در ‫۶ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۳ نوشته:

غزل سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم

نیست در غزلیات

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

nabavar در ‫۶ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می‌گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار می‌گردم
خدایا رحم کن بر من پریشان وار می‌گردم
خطا کارم گناهکارم به حال زار می‌گردم
شراب شوق می نوشم به گرد یار می‌گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می‌گردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می‌گردم
بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را
غلام شمس تبریزم قلندروار می‌گردم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.