سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟
که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
شنیدی طبل برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و تمایل روح به وصال معشوق میپردازد. او از شنیدن صدای سماع میگوید که نشانگر شور و شوق جان است و به مردانگی و اقدام در جستجوی عشق دعوت میکند. اندیشیدن در مورد وضعیت خود را بیفایده میداند و معتقد است که عشق، فراتر از تفکرات و تردیدهاست. او با اشاره به جنگ و طبل نبرد، از شنونده میخواهد که با شجاعت وارد میدان عشق شود و با عشق جنگ کند. در نهایت، او میآورد که عشق یک مقام ثابت و پایدار دارد، در تضاد با بیثباتی دنیا.
هوش مصنوعی: سماع (آواز و نوا) برای آرام کردن روح بیقرار است؛ پس چرا در این حال، برجی (مکانی بلند و انتظار) نشینیم و در انتظار بمانیم؟
هوش مصنوعی: اگر با فکر و اندیشهات در اینجا نایستی، وگرنه اگر مرد هستی، به محلی برو که یارت آنجا است.
هوش مصنوعی: نگو که «شاید او ما را نخواهد»؛ زیرا این سخن در برابر نیاز شدید و عطش دل عاشق، بیفایده و بیمعناست.
هوش مصنوعی: پروانه به آتش فکر نمیکند، زیرا در عشق جان، اندیشیدن به عیوب و زشتیها درست نیست و عار (ننگ) به شمار میآید.
هوش مصنوعی: چنانکه مرد جنگ بانگ طبل را میشنود، در آن لحظه هزاران فکر و اندیشه به ذهن او هجوم میآورد.
هوش مصنوعی: اگر صدای طبل را شنیدی، سریع شمشیر را بهدست بگیر؛ زیرا جان تو مانند غلاف ذوالفقار (شمشیر علی) است که باید برای عشق و مبارزه آماده باشد.
هوش مصنوعی: بزن شمشیر و در راه عشق پیش برو و سلطنت عشق را به دست آور، زیرا سلطنت عشق دائمی و جاودانه است.
هوش مصنوعی: حسین که به کربلا معروف است، از تو میخواهد که آب بریزی زیرا آب امروز مانند یک تیغ تیز و برنده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
# حسین کربلایی، باید طوری خوانده شود که یعنی: حسینِ کربلا هستی. به عبارت دیگر مصرع اول دوجمله است.
سخنشان در فصاحت آبدارست
هنرشان در شجاعت بیشمارست
ز عشق تو نهانم آشکارست
ز وصل تو نصیبم انتظارست
ز باغ وصل تو گل کی توان چید
که آنجا گفتگوی از بهر خارست
ولی در پای تو گشتم بدان بوی
[...]
بکن چربی که شیرینیت یارست
که شیرینی به چربی سازگارست
گل از شوق تو خندان در بهارست
از آنش رنگهای بیشمارست
قرار زندگانی آن نگارست
کز او آن بیقراری برقرارست
مرا سودای تو دامن گرفتهست
که این سودا نه آن سودای پارست
منم سوزان در آتشهای نو نو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.