گنجور

 
مولانا

نسیت الیوم من عشقی صلاتی

فلا ادری عشائی من غداتی

فوجهک سیدی! شمسی و بدری

و نثری منک یاقوت الزکاة

نداک سکرة الارواح طرا

و فی لقیاک طاعة کل ناتی

لقد نهج الهوی منهاج کبد

فضاعت فی مناهجه ثباتی

و ادنی ما لقینا فی هواه

حیوة فی حیوة فی حیات

تشبثنا باذیال کرام

بأید تایبات آیبات

فما اغنی التشبث للسکاری

و ما انتفعوا بآیات النجاة

و انی الاستقامة والتوقی

لقلب بعد شرب المنکرات؟!

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۳۲۰۹ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
شاکر بخارایی

ز اندروایی ار خواهی نجاتی

ترا باید ز جود او براتی

نظامی

چه باشد کز چنان آب حیاتی

به غارت‌بُرده‌ای، بخشی زکاتی؟

مولانا

زهی دریا زهی بحر حیاتی

زهی حسن و جمال و فر ذاتی

ز تو جانم براتی خواست از رنج

یکی شمعی فرستادش، براتی

ز تندی عشق او آهن چو مومست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه