صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
قمرا میرسد تو را که به خورشید بنگری
همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود
شکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد
چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
چو سحر پرده میدرد تو پس پرده میروی
چو به شب پرده میکشد تو به شب پرده میدری
صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده
که نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری
رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی
سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت
چه عجب گر تو روشنی که از او آب میخوری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوبش میپردازد که همچون خورشید درخشان و سرور تمامی موجودات است. او میگوید که همهٔ عالم به زیبایی و زندگی تبدیل میشود هنگامی که محبوب بر خاک قدم میگذارد. در عین حال، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب توصیف کرده و میگوید که عشقش به آنقدر قوی است که جانش به رشتهای تبدیل شده است. او به رابطهٔ بین خیال و واقعیت اشاره دارد و میگوید که هرگاه به یاد محبوب میافتد، دیگر زیباییهای دنیا محو میشوند. در نهایت، شاعر خواستار توفیقی است که به واسطهٔ محبوبش به روشنی و آگاهی دست یابد.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو در همه جهان مانند خورشید با عظمت و برتری. وقتی به خورشید نگاه میکنی، ببین که چه قدر نور و زیبایی از تو ساطع میشود.
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان مانند جان انسان شود و همهجا بهشت گردد، خاک هم تبدیل به گلستان میشود، زمانی که تو بر روی خاک قدم بگذاری.
هوش مصنوعی: بدن من مانند یک رشته شده و به دل من عشق و محبت چسبیده است. وقتی به درستی به این نوشته فکر میکنم، میبینم که این کار آسان و سطحی نیست.
هوش مصنوعی: وقتی سحر طلوع میکند، تو به آرامی از پس پرده خارج میشوی و در شب که پرده را میکشند، تو با قدرت آن پرده را میدری.
هوش مصنوعی: ای محبوب، خاک پای تو برای من ارزش و قیمتی است و از تو میخواهم که سرمه ببخشی تا بتوانم به تو نگاه کنم، زیرا نگاه من به تو متوجه و خیره شده است و تو چون خورشیدی برای من میدرخشی.
هوش مصنوعی: ظاهر زیبا و دلنشین همهٔ افراد این دنیا مانند ابر است و تو مانند ماهی هستی که بر سر همهٔ پادشاهان میدرخشی. همچنین، تمام آنچه در این دنیا وجود دارد تحت پای تو قرار دارد و تو سر هستی.
هوش مصنوعی: وقتی خیال تو وارد شد، ماه نو دیگر تیره شد. این عجیب نیست که تو روشنی و از آن روشنی آب مینوشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.