گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عجب‌العجایب توی در کیایی

نما روی خود، گر عجب می‌نمایی

توی محرم دل توی همدم دل

بجز تو که داند ره دلگشایی

تو دانی که دل در کجاها فتادست

اگر دل نداند ترا که کجایی

برافکن برو سایهٔ از سعادت

که مسجود قانی و جان همایی

جهان را بیارا به نور نبوت

که استاد جان همه انبیایی

گهر سنگ بود وز تو گشت گوهر

عطا کن، عطا کن، که بحر عطایی

نه آب منی بد، که شخص سنی شد؟!

چو رست از منی، وارهانش ز مایی

کف آب را تو بدادی زمینی

سیه دود را تو بدادی سمایی

چو تبدیل اشیا ترا بد میسر

همه حلم و علمی همه کیمیایی

حرامست خواب شب، ایرا تو ماهی

که در شب چو بدری ز جانها برآیی

میا خواب! اینجا، برو جای دیگر

که بحرست چشمم، در او غرقه آبی

شبا، در تهیج چو مار سیاهی

جهان را بخوردی، مگر اژدهایی

چو خلاق بیچون فسون بر تو خواند

هرانچ بخوردی سحرگه بزایی

الا ماه گردون! که سیاح چرخی

پی من باشد دمی گر بپایی؟!

تو در چشم بعضی مقیمی و ساکن

تو هر دیده را شیوهٔ می‌نمایی

اسکان قلبی! علیکم ثنایی

افیضوا علینا، کووس البقء

گر آن جان جان را ندیدی دلا تو

اگر جمله چشمی، اسیر عمایی

چو هفتاد و دو ملتی عقل دارد

بجو در جنونش دلا اصطفایی

اجیبوا، اجیبوا هواکم عجیب

صفا من هواکم نسیم الهوایی

تن اندر جنونش، دلم ارغنونش

روانم زبونش، ز بی‌دست و پایی

مگر اختران دیده‌اندت ز بالا

فرو کرده سرها برای گوایی

غلط، کیست اختر؟! که بویی نبردست

دل عقل کل با همه ارتقایی

فلا عیش یا سادتی ما عداکم

بظعن و سیر ولا فی ثواء

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۵ نوشته:

در بیت اول با عجب‌العجایب نمیتوان وزن شعر را درست خواند. با عجیب‌العجایب وزن شعر درست میشود. استاد فروزانفر هم در تصحیح خود عجیب‌العجایب ثبت کرده‌اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۲ نوشته:

در بیت دوم توی هنگام خواندن به صورت تووی (هم از نظر وزن خوانش و هم از نظر معنا همان تویی است که ما امروز به کار میبریم) خوانده میشود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۵ نوشته:

در بیت سوم: ها در کجاها میرساند که دل پاره‌پاره و تکه‌تکه است و انطباقی دارد با تعبیر مشهور شرحه‌شرحه در آغاز مثنوی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

در بیت پنجم: از این بیت بوضوح دیده میشود که مخاطب این غزل مقوله‌ای از قبیل عشق یا خدا یا عقل یا ... است و مخاطب غزل حضرت شمس‌الدین تبریزی نیست. نام این استاد والامقام هم در این غزل نیامده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

بیت شش: تبدیل سنگ به لعل و گهر همواره به لحاظ علمی و عرفانی مورد توجه بوده. حافظ جایی آنرا حاصل تابش خورشید و سعی باد و باران و در جایی آنرا حاصل را قرار گرفتن سنگ در مقام صبر میداند. هر دو معنا بوضوح با هم قابل جمع هستند و قدری کمک به فهم این بیت میکنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۸ نوشته:

بیت هفت: از بازی با کلمات آغاز و به معنایی بسیار والا ختم میشود. تبدیل نطفه به انسان چون نطفه منی هم نامیده میشود را به رهایی از تکبر تعبیر کرده چرا که منی از سویی دیگر معنی تکبر هم میدهد. بعد میگوید قدمی دیگر برای رشد رهایی از "مایی" است. یعنی این بار باید گروه و فرقۀ خود را هم کنار گذاشت و این امور هم متکبر نبود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

بیت چهارده: وزن بیت خراب است. استاد فروزانفر "پی من چه باشد" ثبت کرده‌اند که وزن صحیحی هم دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.