گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ایا مربی جان از صداع جان چونی

ایا ببرده دل از جمله دلبران چونی

ز زحمت شب ما و ز ناله‌های صبوح

که می‌رسد به تو ای ماه مهربان چونی

ایا کسی که نخفت و نخفت چشم خوشت

ز لکلک جرس و بانگ پاسبان چونی

ایا غریب فلک تو بر این زمین حیفی

ایا جهان ملاحت در این جهان چونی

ز آفتاب کی پرسد که چون همی‌گردی

به گلستان که بگوید که گلستان چونی

ز روی زرد بپرسند درد دل چونست

ولی کسی بنپرسد که ارغوان چونی

چو روی زشت به آیینه گفت چونی تو

بگفت من چو چراغم تو قلتبان چونی

جواب گفت که من بازگونه می‌پرسم

مثال کشت که گوید به آسمان چونی

دهان گشادم یعنی ببین که لب خشکم

که تا شراب تو گوید که ای دهان چونی

ز گفت چون تو جویی روان شود در حال

میان جان و روانم که ای روان چونی

بگو تو باقی این را که از خمار لبت

سرم گران شد پرسش که سرگران چونی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فاطمه زهرانادری در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

باعرض سلام وخسته نباشی خدمت شمازحمتکشان
بنده بابت برنامه ی گنجوربسیارخوشحال وسپاس گذارم ودرخواستی ازشما دارم اگر امکانش باشه بهترهست که معانی اشعارراهم بگذارید تامن وافرادی که تخصصی درحوزه ی معنی کردن اشعارسخت نداریم ازمعنی زیبای انهامحروم نشویم وماهم بتوانیم استفاده کنیم .برنامه ی عالی ای هست با معنی عالیترهم میشودواستقبال کنندگانش هم بیشترمیشودبازم تشکرمیکنم خیلی ممنون که برای نظردیگران احترام قایلیدباسپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.