گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چند دویدم سوی افندی

شکر که دیدم روی افندی

در شب تاری ره متواری

رهبر ما شد بوی افندی

شادی جان‌ها ذوق دهان‌ها

اصل مکان‌ها کوی افندی

صحن گلستان عشرت مستان

آب حیات و جوی افندی

عیش معظم جام دمادم

بزم دو عالم طوی افندی

کام من آمد دام افندی

های من آمد هوی افندی

گرگ ز بره دست بدارد

چون شنود او قوی افندی

گنج سبیلی خوان خلیلی

نیست بخیلی خوی افندی

کله شاهان سکه ماهان

در خم چوگان گوی افندی

خامش و کم گو هی کی بود او

قبله اوها اوی افندی

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۹ نوشته:

افندی گویا زیبا‌ترین و مناسب‌ترین لقبی است
که جلال دین برای شمس می‌‌پذیرد و او را آقا و سرور مینامد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۴ نوشته:

وزن شعر (مفتعلن فع مفتعلن فع) است، لطفاً تصحیح بفرمایید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تارا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۸ نوشته:

گرگ ز بره دست بدارد
چون شنود او قوی افندی
به نظرم مصرع دوم "چون شنود او بوی افندی" ذرست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.