گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

دوش شب با کی بدی که چو سحر می‌خندی

ای بهاری که جهان از دم تو خندان است

در سمن زار شکفتی چو شجر می‌خندی

آتشی از رخ خود در بت و بتخانه زدی

و اندر آتش بنشستی و چو زر می‌خندی

مست و خندان ز خرابات خدا می‌آیی

بر شر و خیر جهان همچو شرر می‌خندی

همچو گل ناف تو بر خنده بریده‌ست خدا

لیک امروز مها نوع دگر می‌خندی

باغ با جمله درختان ز خزان خشک شدند

ز چه باغی تو که همچون گل‌تر می‌خندی

تو چو ماهی و عدو سوی تو گر تیر کشد

چو مه از چرخ بر آن تیر و سپر می‌خندی

بوی مشکی تو که بر خنگ هوا می‌تازی

آفتابی تو که بر قرص قمر می‌خندی

تو یقینی و عیان بر ظن و تقلید بخند

نظری جمله و بر نقل و خبر می‌خندی

در حضور ابدی شاهد و مشهود تویی

بر ره و ره رو و بر کوچ و سفر می‌خندی

از میان عدم و محو برآوردی سر

بر سر و افسر و بر تاج و کمر می‌خندی

چون سگ گرسنه هر خلق دهان بگشاده‌ست

تویی آن شیر که بر جوع بقر می‌خندی

آهوان را ز دمت خون جگر مشک شده‌ست

رحمت است آنک تو بر خون جگر می‌خندی

آهوان را به گه صید به گردون گیری

ای که بر دام و دم شعبده گر می‌خندی

دو سه بیتی که بمانده‌ست بگو مستانه

ای که تو بر دل بی‌زیر و زبر می‌خندی

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود در ‫۹ سال قبل، سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۴۵ نوشته:

با اندکی دقت در ابیات میتوان دریافت که مخاطب شاعر کسی جز حضرت علی اصغر نبوده است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۰ پاسخ داده:

فکر نکنم ولی ! 

:/

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سماع در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۰ نوشته:

مسعود :
چه تفسیر به رای زیبایی ، بله اگر با پیش فرض تیر بر علی اصغر حرکت کنیم شاید به تفسیر شما برسیم ولی این تیر ان تیر نیست ، از این تیر هزاران بار در گنجینه ادبیات ما استفاده شده،پس همه اش موضوع علی اصغر است؟ حال که تفسیر به رای شمارا خواندم با اجازه من هم نظرم را عرض کنم. منظور مولانا و اینده نگری او ( احمد کسروی) است که مضلومانه بدست یک ... کشته شد و نه یک تیر بلکه 60 ضربه چاقو خورد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نا آشنا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۸ نوشته:

این علی اصغر هم از دروغهای شیعیان است
علی ِ اصغر همان امام چهارم شیعیان زین العابدین است
آنکه تیر خورد عبداالله نام داشت
لقب اباعبدالله را هم به همین جهت به امام حسین داده اند یعنی پدر عبدالله
ناآشنا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۷ نوشته:

سلام
این آقا یا خانم نا آشنا واقعا هم "نا آشنا هستند که اولا شیعیان را دروغگو خطاب کردند و دوما وجود حضرت علی اصغر ع را رد می کنند
البته نباید جواب امثال ایشون داده بشه ولی واستم بگم واقعا براتون آرزوی آشنایی می کنم
و چه زیبا حضرت حافظ فرمود :
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نا آشنا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۰ نوشته:

جلال جان
تند میروی
اگر تاریخ را بخوانی به حرف من میرسی
من حضرت علی اصغر را رد نکردم گفتم ٰعلی ِ اصغر همان امام زین العابدین است
و طفلی که در بغل امام حسین تیر بر گلویش خورد نامش علی اصغر نبود بلکه عبدالله بود
شما را رجوع میدهم به تاریخ واقدی ها و طبری
اینکه آخوند بر منبر بر علی اصغر توی سرش میزند برای درآوردن اشک من و توست
که اصغر خردی وکوچکی را بهتر از عبدالله میرساند و دلسوزی را بیشتر میکند
حضرت سجاد لقب دیگر امام زین العابدین یا همان علی ِ اصغر است
که حضرتش سالهای متمادی عمر طولانی داشته است و یزیدبن معاویه متعرض ایشان نشد
دلیل روشنتر برای شما اینکه: آخوند ها در ابتدای خطبه ها وقتی به ائمه طاهرین سلام میفرستند نام امام چهارم را ” علی بن حسین “ میگویند ولی در واقعه ی کربلا عبالله را علی میگویند این را نوشتم که بدانی دروغ کجاست
لطفاً مطالعه بفرمایید اگر نادرست گفتم تصحیح کنید
با احترام
نا آشنا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۵ نوشته:

سلام
ای ناآشنا
امام زین العابدین همان علی اصغر نیست بلکه عبدالله همان علی اصغر است
البته حق میدم که شبهات در این مورد و یه گشتی در اینترنت حرف شما رو تایید می کنه ولی ...
آیا میدانی منظور از وَفَدَینَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ چیست؟
آیا میدانی در احکام ما حداقل سن قربانی باید 6 ماه باشد؟
آیا میدانی که اگر امام حسین ع هر چند تا فرزند پسر داشتند نام آنها را علی میگزاشتند؟
من با لفظ علی اصغر یا لفظ عبدالله کاری ندارم
فقط میدانم یکی از فرزندان امام حسین ع که 6 ماه داشتند و نام مادرش رباب بود ، در واقعه ی کربلا با تیر سه شعبه حرمله لعنت الله علیه به شهادت رسید
آخوندی که اشک در میاورد چه عالمی ست و چه خوب می داند ثواب اشک بر مصیبت حسین را
و اما نام فرزندان ذکور امام حسین ع
1 - علی بن الحسین الاکبر ( امام سجاد (ع) )
2 - علی بن الحسین الاصغر معروف به علی اکبر
3 - جعفر بن الحسین
4 - عبدالله ( معروف به حضرت علی اصغر )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نا آشنا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۸ نوشته:

آقا جلال
من چنین خواندم که در دربار یزید از امام سجاد پرسیده شد نام تو چیست فرمود : علی گفتند علی کشته شد فرمود آنکه کشته شد علی اکبر بود و من علی ِ اصغرم حال اگر شما طور دیگری میدانید حتماً حق با شماست
من تعصبی ندارم آنچه خوانده بودم نوشتم اگر اشتباه است تقصیر تاریخ نویسان است و کم اطلاعی بنده
ولی ننوشتید پسر سوم که نامش جعفربن حسین بوده کدام علی ست ؟
با احترام
نا آشنا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ نوشته:

سلام بر نا آشنا
چون جعفر بن الحسین قبل از علی اصغر بدنیا آمده بود و در آن زمان حضرت علی اصغر هنوز متولد نشده بود شاید در آن زمان لقب "علی اصغر" برای ایشان بود
چون امام حسین فرزندانش را با نام علی خطاب می کرد
علی اکبر
علی اوسط
علی اصغر
بعد از بدنیا آمدن عبدالله چون ایشان کوچکترین فرزند امام بود لقب علی اصغر گرفت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نا آشنا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

آقا جلال
دلم میخواست منبع اطلاعات شما را بدانم
ولی همین مقدار را که شما در اختیارم گزاردید با منابع خودم تطبیق خواهم داد و آنچه صحیح بود را قبول میکنم
البته نه اینکه عقاید شما را انکار کنم بلکه میخواهم حقانیت منابع را باهم مقایسه کنم
باآحترام
ناآشنا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میترا در ‫۵ سال قبل، سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۳ نوشته:

بی نهایت زیباست این غزل که به ما می گوید در آتش هم بنیشین و ابراهیم وار توکل کن و بسوز و به تهدید نفس و ذهن ات لا بگو و از عینک دوییت و احولیت یا همان شر و خیر کردن که به آن شرطی شده ایم آزاد شو و از ظن و گمان و مجادلات و نظریه پردازی ها که درمحدوده ذهن و حواس مادی ما را محصور می کند رها شو و از حرص که خلق گرسنه را دچار سیری ناپذیری مال و احترام و گدای حمایت و تایید و توجه و ... کرده آزاد باش و به رنج و اندوه که قطعا 90 درصد آن اندوه دنیا و متاع دنیوی و جب شهوات و طلا و شهرت و ... است بخند و خون جگرشدن هایت را به هیچ بگیر و بدان که دنیا ارزش رنج خوردن ندارد و این خون جگر و غم وابتلا در زندگی تو رحمت خداست تا تو را از وابستگی و چسبیدن به دنیا و لذات و رنج های بیمارگونه اش که خیلی آن ها را جدی می گیریم و می خواهیم دیگران هم ان را جدی بگیرند - آزاد کند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهلا در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۱ نوشته:

درود میترا خانم عزیز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد لباف در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

با سلام و احترام
بنده زیاد مولانا را نمی شناسم. اما با جستجو این شعر را پیدا کردم.
در مورد نظرات باید بگم که بنده با بی سوادی خودم شعر را چند بار خوندم. اینکه از نوبهار می گه. اینکه از بر خندیدن تاکید داره. اینکه میگه تو سمن و کم سن هستی و مانند درخت بزرگ می مانی. اینکه تازه اومدی. اینکه از کلمات همچون قمر و نافه ی اهو قید شده. همه و همه اشاره به یک بچه و قربانی شدن با افتخار و خوشحالی داره از دنیا میرود. اشاره داره. بعید نیست مرتبط با طفل اشاره شده در واقعه کربلا باشه.
در مورد نظر دوستان هم که بحث کردند مربوط یه شعر نیست و بحث تاریخی و مذهبی هست. سایت های هست با منبع مفصل جواب داده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
.. در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۵ نوشته:

نظری جمله و
بر نقل و خبر می‌خندی..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بنار در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۰ نوشته:

این شعر برای هرکس باشد زیباست، ولی بعضی وصفهای این شعررا خیلی هماهنگست با قضه ابراهیم پیغمبر درود بر روحش:
آتشی از رخ خود در بت و بتخانه زدی
و اندر آتش بنشستی و چو زر می‌خندی
ابراهیم بود بتهارا شکست و بعدا مردم از خشم شکستن بتهاشون ابراهیم را به اتش انداختن،ولی اون هیچ زیانی ندین از ان اتش (یا نار کونی بردا وسلاما علی إبراهیم)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.