گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی

صنما در انتظارم هله تا تو شاد باشی

تو مرا چو خسته بینی نظر خجسته بینی

دل و جان به غم سپارم هله تا تو شاد باشی

ز غم دلم چه شادی به جفا چه اوستادی

دم شاد برنیارم هله تا تو شاد باشی

صنما چو تیغ دشنه تو به خون بنده تشنه

ز دو دیده خون ببارم هله تا تو شاد باشی

تو مرا چو شاد بینی سر و سینه پر ز کینی

سر خویش را نخارم هله تا تو شاد باشی

ز تو بخت و جاه دارم دل تو نگاه دارم

صنما بر این قرارم هله تا تو شاد باشی

تویی جان این زمانه تو نشسته پربهانه

ز زمانه برکنارم هله تا تو شاد باشی

تن و نفس تا نمیرد دل و جان صفا نگیرد

همه این شده‌ست کارم هله تا تو شاد باشی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

... در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۰ نوشته:

ز زمانه برکنارم...
غزلهای مولوی که ردیف های طولانی به اندازه یک عبارت دارن اوج غنای موسیقی شعر رو به نمایش میذارن.
و این غزل که فقط باید خوند و خوند و خوند و سیر نشد...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.