گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی

دل همچو آتشم را به هزار باد دادی

چو ز هجر تو به نالم ز خدا جواب آید

که چو یوسفی خریدی به چه در مزاد دادی

دو جهان اگر درآید به دلم حقیر باشد

دل خسته را ز عشقت چه عجب گشاد دادی

تو اگر ز خار گفتی دو هزار گل شکفتی

تو اگر چه تلخ گفتی همگی مراد دادی

تبریز شمس دین تو ز جهان جان چه داری

که دکان این جهان را تو چنین کساد دادی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.