گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

صنما به حق لطفت که میان ما درآیی

تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری

چه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی

تو لطیف و بی‌نشانی ز نهان‌ها نهانی

بفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی

چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان

تو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی

به جهان ملک تویی بس نکشد کمان تو کس

بپرم چو تیر اگر تو به کمان ما درآیی

بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی

همه مس ما شود زر چو به کان ما درآیی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.