گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

وز برای امتحان بر نقد مردان آتشی

داغ سلطان می‌نهند اندر دل مردان عشق

تخت سلطان در میان و گرد سلطان آتشی

آفتابش تافته در روزن هر عاشقی

ما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی

الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گسترید

بهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی

عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شد

هر طرف از اختران بر چرخ گردان آتشی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.