گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی

ز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی

ایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر را

که تاریک ابد گردی اگر با او تو بستیزی

ایا ای ابر گر تو یک نظر از نرگسش یابی

به جای آب آب زندگانی و گهربیزی

اگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدی

گلستان‌ها شدی آتش نکردی ذره‌ای تیزی

به هنگامی که هر جانی به جانی جفت می‌گردند

بفرمودند گر جانی به جان او نیامیزی

که جان او چنان صاف و لطیف آمد که جان‌ها را

ز روی شرم و لطف او فریضه گشت پرهیزی

هر آنچ از روح او آید به وهم روح‌ها ناید

که خشتک کی تواند کرد اندر جامه تیریزی

کسی کاندر جهان از بوش انا لا غیر می گفته‌ست

گر از جاهش ببردی بو ز حسرت کرده خون ریزی

بیا ای عقل کل با من که بردابرد او بینی

ورای بحر روحانی بدان شرطی که نگریزی

از آن بحری گذشته‌ست او که دل‌ها دل از او یابند

و جان‌ها جان از او گیرند و هر چیزی از او چیزی

اگر انکار خواهی کرد از عجزی است اندر تو

چه داند قوت حیدر مزاج حیز از حیزی

علی الله خانه کعبه و فی الله بیت معمورا

گهی که بشنوی تبریز از تعظیم برخیزی

ایا ای عقل و تمییزی که لاف دیدنش داری

وآنگه باخودی بالله که بی‌الهام و تمییزی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۲ نوشته:

چقد غم بار بود این غزل

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.