گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شما

به حق چشم مست تو که تویی چشمه وفا

سخنم بسته می‌شود تو یکی زلف برگشا

انا و الشمس و الضحی تلف الحب و الولا

انا فی العشق آیه فاقرونی علی الملا

امه العشق فاعرجوا دونکم سلم الهوی

دیدمش مست می‌گذشت گفتم ای ماه تا کجا

گفت نی همچنین مکن همچنین در پیم بیا

در پیش چون روان شدم برگرفت تیز تیزپا

در پی گام تیز او چه محل باد و برق را

انا منذ رایتهم انا صرت بلا انا

صوره فی زجاجه نور الارض و السما

رکب القلب نوره فجلی القلب و اصطفی

کل من رام نوره استضا مثله استضا

کیف یلقاه غیره کل من غیر فنا

تو بیا بی‌تو پیش من که تو نامحرمی تو را

به ثنا لابه کردمش گفتم ای جان جان فزا

گفت یک دم ثنا مگو که دوی هست در ثنا

تو دو لب از دوی ببند بگشا دیده بقا

ز لب بسته گر سخن بگشاید گشا گشا

ان علینا بیانه تو میا در میان ما

چو در خانه دید تنگ بکند مرد جامه‌ها

نی که هر شب روان تو ز تنت می‌شود جدا

به میان روان تو صفتی هست ناسزا

که گر آن ریگ نیستی نامدی باز چون صبا

شب نرفتی دوان دوان به لب قلزم صفا

بازآمد و تا ویست بنده بنده‌ست خدا خدا

ماند در کیسه بدن چو زر و سیم ناروا

جان بنه بر کف طلب که طلب هست کیمیا

تا تن از جان جدا شدن مشو از جان جان جدا

گر چه نی را تهی کنند نگذارند بی‌نوا

رو پی شیر و شیر گیر که علیی و مرتضی

نیست بودی تو قرن‌ها بر تو خواندند هل اتی

خط حقست نقش دل خط حق را مخوان خطا

الفی لا شود و تو ز الف لام گشت لا

هله دست و دهان بشو که لبش گفت الصلا

چو به حق مشتغل شدی فارغ از آب و گل شدی

چو که بی‌دست و دل شدی دست درزن در این ابا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

وحیده ایراندوخت در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۱ نوشته:

گر چه نی را تهی کنند نگذارند بی نوا
رو پی شیر و شیرگیر که علی است و مرتضی
الفی لام شود ز تو ز الف لام گشت لا
هله دست و دهان بشو که لبش گفت الصلا

 

نادر.. در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

تو بیا بی‌تو پیش من که تو نامحرمی تو را..

 

همایون در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۴ نوشته:

از غزل‌های پیش از ملاقات شمس و تحول گریه به خنده و مرده به زنده
به تقلید از عرفان کلاسیک که بین شاعران رایج بود با ترکیبی‌ از عربی و آیات قرانی و البته ضعیف در مقایسه با شعر‌های بعدی

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.