گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره

تا چه زند زهره از آینه و جندره

پیش تو افتاده ماه بر ره سودای عشق

ریخته گلگونه‌اش یاوه شده قنجره

پنجره‌ای شد سماع سوی گلستان تو

گوش و دل عاشقان بر سر این پنجره

آه که این پنجره هست حجابی عظیم

رو که حجابی خوش است هیچ مگو ای سره

از شکرینی که هست بهر بخاییدنش

لب همه دندان شده‌ست بر مثل دستره

دست دل خویش را دیدم در خمره‌ای

گفتم خواجه حکیم چیست در این خنبره

گفت شراب کسی کو همگی چرخ را

با همه دولاب جان می نخرد یک تره

کره گردون تند پیشش پالانیی

بر سر میدان او جان خر باتوبره

ای شه فارغ از آن باشد در لشکرت

نصرت بر میمنه دولت بر میسره

ای که ز تبریز تو عید جهان شمس دین

هین که رسید آفتاب جانب برج بره

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی حاجی بلند در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

گویا جنانجه دهخدا کوید :غنجره . [ غ َ ج َ رَ / رِ ] (اِ) سرخی و غازه باشد که زنان بر روی مالند. (برهان قاطع). غنجر. غنجار. غنجاره . رجوع به همین کلمه ها شود :
پیش تو افتاده ماه بر ره سودای عشق
ریخته گلگونه اش یاوه شده غنجره .
مولوی (از فرهنگ رشیدی ) (جهانگیری ).

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی حاجی بلند در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

جندره :دو جوب که با آنها لباس ها را مالیده می کردند.
خنبره : خم و خنب کوچک را گویند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی حاجی بلند در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

برج بره همان برج حمل است که مطابق فروردین است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.