گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چو از سر بگیرم بود سرور او

چو من دل بجویم بود دلبر او

چو من صلح جویم شفیع او بود

چو در جنگ آیم بود خنجر او

چو در مجلس آیم شراب است و نقل

چو در گلشن آیم بود عبهر او

چو در کان روم او عقیق است و لعل

چو در بحر آیم بود گوهر او

چو در دشت آیم بود روضه او

چو وا چرخ آیم بود اختر او

چو در صبر آیم بود صدر او

چو از غم بسوزم بود مجمر او

چو در رزم آیم به وقت قتال

بود صف نگهدار و سرلشکر او

چو در بزم آیم به وقت نشاط

بود ساقی و مطرب و ساغر او

چو نامه نویسم سوی دوستان

بود کاغذ و خامه و محبر او

چون بیدار گردم بود هوش نو

چو بخوابم بیاید به خواب اندر او

چو جویم برای غزل قافیه

به خاطر بود قافیه گستر او

تو هر صورتی که مصور کنی

چو نقاش و خامه بود بر سر او

تو چندانک برتر نظر می‌کنی

از آن برتر تو بود برتر او

برو ترک گفتار و دفتر بگو

که آن به که باشد تو را دفتر او

خمش کن که هر شش جهت نور او است

وزین شش جهت بگذری داور او

رضاک رضای الذی اوثر

و سرک سری فما اظهر

زهی شمس تبریز خورشیدوش

که خود را بود سخت اندرخور او

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۳ نوشته:

در مصرع دوم از بیت دهم احتمالاً بجای (بخوابم) باید (خوابم) باشد تا وزن شعر درست در بیاید به این صورت:
چو خوابم، بیاید به خواب اندر او

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بی نشان در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۲ نوشته:

سلام و عرض احترام
لطفا در صورت صحت و صلاحدید اصلاح بفرمایید
بیت اول :
چو از سر بگویم بود سرور او : جایگزین بگیرم / بگویم باید باشد به معنای راس و بالا که با سرور مصراع دوم که به معنای بالاتر و سرتر می باشد تناسب و سنخیت بیشتری دارد. از سر گفتن یعنی ابتدا و آغاز سخن کردن که در غزلی بکر و شیرین با مفهوم همه اویی نیز به لطافتی شکرین با سرور بودن او تناسبی دیگر می یابد
بیت پانزدهم: خمش کن که هر شش جهت نور اوست / اوست جایگزین او است که روانش خوانش مصراع را افزونتر می نماید برای خوانش گر مبتدی
بیت شانزدهم : و سِرُّکَ سِرّی وَ ما أَظهَرُ که چون اعراب گذاری نشده است بهتر می نماید که حرف پایانی قافیه ی مصراع ساکن و بعد از آن ردیف او اضافه شود " و ما اظهر او"
بهین روز و روزگار باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.