به پیشت نام جان گویم زهی رو
حدیث گلستان گویم زهی رو
تو این جا حاضر و شرمم نباشد
که از حسن بتان گویم زهی رو
بهار و صد بهار از تو خجل شد
من افسانه خزان گویم زهی رو
تو شاهنشاه صد جان و جهانی
من از جان و جهان گویم زهی رو
حدیثت در دهان جان نگنجد
حدیثت از زبان گویم زهی رو
جهان گم گشت و ماهت آشکارا
چنین مه را نهان گویم زهی رو
همه عالم ز نورت لعل در لعل
به پیش تو ز کان گویم زهی رو
ز تو دلها پر از نور یقین است
یقین را از گمان گویم زهی رو
چو خورشید جمالت بر زمین تافت
ز ماه و اختران گویم زهی رو
چو لطف شمس تبریزی ز حد رفت
من از وی گر فغان گویم زهی رو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و نورانیّت معشوق میپردازد و با حال و هوای عاشقانه، از ویژگیهای او سخن میگوید. او به صراحت بیان میکند که هرچند در حضور معشوق شرم دارد، اما نمیتواند از زیبایی و جذابیت او سخن نگفته و از تحسین او بگذرد. بهار و دیگر زیباییها در برابر جمال معشوق رنگ میبازد و شاعر در بیان عشق و احساسات عمیق خود به معشوق، محدودیتهای زبان را فراموش کرده و غزل را به سیاق توصیف دلبستگی و عشق میسازد. در نهایت، او به تأثیرات عمیق وجود معشوق بر دلها و جانها اشاره میکند و از زیباییهای منحصر به فرد او صحبت میکند.
هوش مصنوعی: من در حضور تو، از جان و عشق سخن میگویم و از زیبایی باغ و گلستان یاد میکنم.
هوش مصنوعی: حضور تو باعث شرمندگی من نیست که از زیباییهای محبوبان سخن بگویم.
هوش مصنوعی: بهار و زیباییهای آن از وجود تو شرمندهاند، زیرا من اکنون از درد و غم زندگی میگویم، که این خود داستانی شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: تو فرمانروای بینظیر و پرجلالی هستی که جانهای بسیاری در مقابل تو کمارزشاند، و من از جان و جهانی که دارم، تو را میستایم و وصف میکنم.
هوش مصنوعی: گفتوگو و وصف تو، آنقدر عمیق و دلانگیز است که نمیتوان آن را تنها با زبان بیان کرد، و من فقط میتوانم از عمق جانم دربارهاش بگویم.
هوش مصنوعی: جهان در جستوجوی عشق و زیبایی تو گم شده و ماه تو به وضوح نمایان است، اما من این زیبایی را پنهانی بیان میکنم.
هوش مصنوعی: تمامی جهان به خاطر نور تو مانند لعل رنگین است و من این زیبایی را از معدن تو میدانم.
هوش مصنوعی: دلها به خاطر تو پر از روشنایی و یقین هستند و این یقین را نمیتوان به گمان نسبت داد.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو مانند خورشید بر زمین میتابد، این را به ماه و ستارهها نسبت میدهم که چه زیباییای دارند!
هوش مصنوعی: وقتی لطافت و مهربانی شمس تبریزی فراتر از حد معمولی میرود، من نیز از شدت شادی و شگفتی ممکن است فریاد بزنم که چه زیبا است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به پیشت نام جان گویم زهی رو
حدیث گلستان گویم زهی رو
تو این جا حاضر و شرمم نباشد
که از حسن بتان گویم زهی رو
چو شاه بینشان عالم بیاراست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.